تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
آنكه محكوم به موت شد منتقل مىشود به وارث أو در حين ثبوت موت ، وهمچنين از أو به وارث أو ، وهكذا . . . وهمچنين حصه وارث - بعد از رسيدن نوبت وقف به ايشان هر گاه وقف بر أولاد باشد نسلا بعد نسل ، بر نهجى كه واقف شرط كرده - آن نيز در طبقه اى كه استحقاق ايشان ثابت شده باشد بايد ضبط گردد تا به أو يا به وارث أو برسد .
55 : سؤال : هر گاه ملكي وقف باشد . ومن بعد موقوف عليهم احداث نمايند در آن ملك أعيان چند از قبيل نهر آب وقطعات مزرع وأشجار وعمارت . آيا مصالحه نمودن بعض موقوف عليهم بعضي از أعيان مزبوره را به يكديگر ، مشروع است يا نه ؟ - ؟ . ودر صورت مذكوره آيا نماز در اين املاك صحيح است يا نه ؟ - ؟ . جواب : أولا بايد دانست كه هر گاه غرض واقف از وقف زمين معلوم باشد كه از براي زراعت است ( مثلا ) ، جايز نيست مخالفت شرط واقف ، وجايز نيست در آن خانه ساختن وباغ ساختن وأمثال آن . واين غصب است ونماز هم در آن صحيح نيست . واما هر گاه وقف مطلق باشد يا عام باشد كه هرگونه انتفاعى كه موقوف عليهم بخواهند ببرند هر چند به باغ كردن وخانه ساختن باشد . در اين صورت اين تصرفات جايز است به اذن شركا . ونماز صحيح است ولكن به منزلهء عارية است وآن زمين مختص اين شخص نمىشود . وبدون اذن ساير موقوف عليهم اين تصرفات غصب است ، مثل سابق . ونماز در آن صحيح نيست . واما صلح أعيان : پس اگر مراد صلح أعيان خارجه است ( مثل درختى كه در آنجا غرس كرده وسنگ وآجرى كه از خارج آورده ) پس در آن اشكالى نيست هر گاه آن شركا به يكديگر صلح كنند . واظهر اين است كه به غير ايشان هم صحيح است . وهمچنين صلح منافع أشجار وأحجار وأمثال آن در مدت معينى . واما صلح حق انتفاع به أصل زمين ( كه شركا أو را در آن مأذون كرده اند وخود هم نصيبي دارد ) تا مدت معينى ، پس آن نسبت به حصه خود أو باكى نيست . واما در غير آن بدون اذن شركا - به غير آن شركا - پس آن صحيح نيست . چون ملك أو نيست ، وحق لازمى هم در آن ندارد ، وعارية دادن شركا به أو محض اباحه تصرف است از براي أو . چنان كه عين مستعاره را جايز نسيت اعاره واجاره چه جاى صلح .