بودن به جعل واقف باشد ، نه اينكه قسرى باشد كه به سبب وجود خارجي منحصر
در آن باشد . وهر گاه اين معنى را اعتبار نكنيم لازم مىآيد كه هر گاه سه طبقه
ومرتبه موجود باشد - مثل أولاد ، وأولاد أولاد ، وأولاد أولاد أولاد - هر كدام جمعى
كثير باشند ، بايد مشترك باشد ميان همهء اكبرهاى طبقات از أولاد هر يك از آن
دو تا . ومتبادر از أكبر همهء طبقات قسريه ، أكبر نسبت به جميع آنها است . نه أكبر
هر يك از آنها . غايت امر مفهوم شدن أكبر سلسلهء هر يك از آن دو تا است كه
دو أكبر در يك طبقهء قسريه معتبر باشد . نه چهار أكبر وشش أكبر . كه به ملاحظه
هر يك از طبقات قسريه موجود است .
باقي ماند كلام در اينكه : بعد از تسليم ترتيب در أولاد اين دو نفر كه أولاد مقدم
است بر أولاد أولاد وهكذا . . . اين در هر يك از أولاد آن دو نفر معتبر است . وبعد
از فوت ميرزا محمد على وميرزا رحيم كه نوبت توليت به أولاد اينها مىرسد پس
چون ميرزا رحيم پسر دارد نصف توليت به أو مىرسد ، وميرزا محمد على كه پسر
ندارد به پسر پسر أو مىرسد ، وترتيب نسبت به أولاد هر يك ملاحظه شده بوده
است ، نه در مجموع من حيث المجموع .
وجواب از اين ، اين است كه لفظ ( بعد ايشان به أكبر أولاد مفوض باشد ) به منزله ( سلب كلى ) است . نه ( سلب كل ) . يعنى
هر گاه هيچ يك از آن دو نفر نباشد به أولاد
ذكور آن دو نفر مىرسد . يعنى به ( جنس أولاد ذكور ) تا شامل صورتي باشد كه يكى
را أولاد باشد دون ديگرى . وهمچنين بايد مراد از ( بعد أولاد به أولاد أولاد ايشان
مىرسد ) انتفاى أولاد هر دو باشد نه يكى . وچنان كه با وجود يكى از دو نفر به أولاد
ديگرى نمىرسد ، با وجود أولاد يكى به أولاد أولاد ديگرى نمىرسد .
54 : سؤال : هر گاه ملكي وقف باشد بر طائفه اى از سادات ( مثلا ) صغيرا وكبيرا .
وبعضي از ايشان در ولايات بعيده بوده باشند . آيا در حين قسمت سهمى به ايشان
مىرسد يا نه ؟ - ؟ لكن بعض متفرق بعد از وقف كه چندين سال متفرق شده ( اند )
الان أولاد ايشان ، بلكه أولاد أولاد ايشان باقي مانده اند .
جواب : حصه غايب را بايد متولى شرعي اگر بوده باشد والا حاكم شرع ضبط
كند . وآن حصه مال غايب است مادامى كه محكوم به موت نشده است . وبعد از