تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
رفع ضرر . واما هر گاه رفع ضرر به شق نهر از فوق خانه هاى فوق ممكن باشد كه به سبب آن خانه هاى تحت هم به حق خود برسند ، وصاحب خانه هاى تحت هم به طيب خاطر متحمل آن بشوند ، وصاحب خانه هاى فوق هم از آن مضايقه نكنند ، جايز است . ولكن به شرطي كه از شرط واقف خارج نشوند . پس مقتضاى قاعده اين است كه در أول بايد صاحب خانه هاى فوق رفع ضرر از خود بكنند به اينكه حافتين مجرا را بلند كنند ، يا اگر محتاج شود به استعمال صاروج ، چنان كنند . يا تنقيهء مجرا كنند كه راه آب وسيع شود كه رفع ضرر از خود كرده باشند . وهر گاه متحمل ضرر آب بشوند ، صاحبان خانه هاى تحت نمىتوانند آنها را الزام كنند كه مجرا را تعمير كنند تا آب به ايشان برسد . بلكه اگر خواهند خود درست كنند كه آب به آنها برسد ، بكنند . وبه هر حال ، هر گاه بنا به شق النهر شود ملاحظهء مصلحت واقف وشرط أو هم بايد بشود . خصوصا در شق حافه مجرا . وهر گاه واقف يا متولى در ميان نباشد كه رجوع به آنها شود ، بايد اين معنى به اذن حاكم شرع باشد .
53 : سؤال : ميرزا جعفر نامى ملكي را به جهت مصلحتى وقف كرده . وتوليت آن را به اشخاص مخصوصة بر نهج خاصي مفوض كرده . به اينكه در وقفنامچه نوشته كه ( توليت وقف مزبور را مفوض ساخت به نفس خود ما دام حيا باقيا ، وبعد فوته به أكبر أولاد ذكور خودش اگر محجور عليه نباشند . والا به هر احدى از أولاد خودش كه مذكر وبه صفت عقل ورشد موصوف باشد وهمچنين أولاد ذكور وأولاد أولاد ذكور أو نسلا بعد نسل ، وعقبا بعد عقب . وبعد فوت خود وعدم ولدى كه قابل توليت باشد از اولادش وأولاد اولادش مما تناسلوا ، توليت را مفوض كرده به دو برادر خود ميرزا محمد على وميرزا رحيم ومن ولد منهما ) . به اين نوع كه در وقفنامچه ( توضيحا ) نوشته كه ( بعد فوت خودش وعدم أولاد ذكورى كه قابل توليت باشد وأولاد أولاد ذكور خودش وان نزلوا ، توليت وقف مزبور را مفوض ساخت به ميرزا محمد على وميرزا رحيم برادران أمي خود مناصفة ، وبعد از ايشان به أكبر أولاد ذكور ايشان وأولاد أولاد ايشان ما تناسلوا وتعاقبوا ، ودر هر مرتبه از مراتب توليت ، متولى أولاد ذكور خواهد بود دون إناث . كه اگر در طبقهء