تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
مفعول است ) آميخته ، مخلوط شده ، كنايه از اينكه آنها از افراد گوناگونى تركيب يافته اند و داراى نسب مشخصى نيستند .

( 3283 ) قَطِّعُوا اوْتَارَكُمْ

: زه كمانهايتان را ببريد .

( 3284 ) شِيمُوا سُيُوفَكُمْ

: شمشيرهايتان را در غلاف كنيد .

خطبهء 239

.

( 3285 ) وَلَائِج

: جمع « وليجة » ، پناهگاه ، جائى كه رهگذر جهت مصونيت از باران و سرما و يا مصونيت از خطر درندگان در آن داخل مىشود .

( 3286 ) نِصَابُهُ

: « نصاب » در اصل به معناى دسته كارد است ، گوئى حق همچون تيغه‌اى است كه از دسته خود جدا شده و اكنون دوباره به آن وصل مىشود .

( 3287 ) انْزَاح

: زايل شد ، بر كنار شد .

( 3288 ) مَنْبِتُهُ

: ريشه‌اش .

( 3289 ) الرِّعَايَة

: تطبيق اعمال با احكام دين .

خطبهء 240 ص 235 ف

( 3290 ) الْهَتْف

: صدا كردن ، ندا دادن .

( 3291 ) نَاضِحاً

: آبكش ، آب برنده .

( 3291 ) الْغَرْب

: دلو بزرگ .

خطبهء 241 ص 211 ف

( 3292 ) مُسْتَأدِيكُمْ شُكْرَهُ

: از شما اداى شكرش را مىطلبد .

( 3293 ) مُمْهِل

: مهلت دهنده .

( 3294 ) مِضْمَار

: مكان يا زمانى كه اسبها را در آن براى مسابقه تمرين مىدهند و آماده مىكنند و در اينجا مقصود مدت عمر هر انسانى است .

( 3295 ) لِتَتَنَازَعُوا سَبَقَهُ

: تا براى ربودن جايزه بشتابيد و از يكديگر سبقت بگيريد . مقصود از جايزه بهشت است .

( 3296 ) الْعُقَد

: جمع « عقدة » ، گرهها .

( 3296 ) الْمَازِر

: جمع « مئزر » ، ازار ، آنچه بدن را بپوشاند .

( 3296 ) شُدُّوا عُقَدَ الْمَازِرِ

: گره جامه‌ها را محكم كنيد ، كنايه از كوشش و تلاش و مهيا شدن است .

( 3297 ) اطْوُوا فُضُولَ الْخَوَاصِر

: دامن لباسها را جمع كنيد ، يعنى اضافه لباس را از جلو پايتان جمع كنيد تا به سهولت و سرعت بيشترى عمل كنيد .

( 3298 ) لَا تَجْتَمِعُ عَزِيمَةُ وَ وَلِيمَةٌ

: تصميم قاطع و راسخ با لذت پرستى جمع نمىشود .

( 3299 ) الظُلَم

: جمع « ظلمة » ، تاريكىها .