تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز چنين سخنى اظهار داشتند زيرا مردم پيش از اسلام ( عصر جاهلى ) معتقد بودند كه گريه و نوحه‌سرايى برايشان نشانهء ارزش است و براى انجام اين كار به خانوادهء خود وصيّت مىكرده‌اند طرفة بن العبد مىگويد :
فإن متّ فانعينى بما أنا أهله * و شقّي علىّ الجيب يا ابنة معبد « 1 »
و بشر بن حازم نيز چنين مىسرايد :
فمن يك سائلا عن بيت بشر * فإنّ له بجنب الرّدم بابا ثوى فى ملحد لا بدّ منه * كفى بالموت نأيا و اغترابا رهين بلىّ و كلّ فتى سيبلى * فأذري الدّمع و انتحبي انتحابا « 2 »
2 ) مردم عرب بر مرده‌هايشان مىگريستند و قتل و غارتهاى ايشان را برمىشمردند و در حقيقت از آنچه گناه بود به عنوان فضيلتهاى آنان ياد مىكردند . لذا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اين بيان فرموده‌اند كه اگرچه آنان اين تباه‌كارىها را مفاخر و مناقب مرده‌هايشان مىدانند امّا حقيقت آن است كه ايشان به سبب همين گناهان عذاب مىبينند . 3 ) چون خداوند مرده را از گريه كردن خانواده‌اش بر او آگاه مىكند ، او از اين امر رنجيده‌خاطر شده و اين رنجيدگى براى او به منزلهء يك عذاب است . در حالى كه اين عذاب ، با عذابى كه به خاطر گناهان و عقوبت كارهايش بايد متحمّل آن شود نيز متفاوت است . از سويى اين واژهء ( عذاب ) در معنى درد و زيان ، كاربرد فراوانى دارد . به عنوان مثال كسى كه بدون هيچ علّتى مورد آزار ديگرى قرار گرفته است در خطاب به شخص آزاررساننده مىگويد : « قد عذّبتني بكذا و كذا و آذيتنى » يعنى : مرا با فلان كار خود عذاب دادى يا آزار رساندى . در حالى كه براى اظهار درد و المى كه ناشى از كار خود شخص باشد ، « عقاب » گفته مىشود و واژهء « عذاب » در اين موضوع كاربردى ندارد . زيرا واژهء « عقاب » از « معاقبه » مشتق گرديده است و به‌طور قطع بايد مسبوق به علّتى باشد ، در حالى كه در مورد « عذاب »
هامش
( 1 ) - اگر مُردم بر من گريه و نوحه كن آن‌گونه كه سزاوار آنم و اى دختر معبد بر من گريبان بدر . ( 2 ) - پس هركه خانه بشر را پرسيد [ به او بگوييد : ] او را در كنار آن ديوار [ ويرانه ] درى است . [ بگوييد : ] او در قبر - كه هيچ گريزى از آن نيست - جاى گرفته است و مرگ براى غربت و دورى ، كافى است . [ بگوييد : ] او در گرو بلا و فتنه است و هر انسانى [ به اين فتنه ] مبتلا خواهد شد . پس به او اشك فشان و بسيار ناله و نوحه كن .