نكوهش آن حضرت به خاطر پنهان داشتن آنچه آشكار كردنش برآن حضرت سزاوار بود ، نيست ؟ چرا آن حضرت رعايت كسانى را كرد كه وجوبى در آن متوجّه ايشان نبود ؟
پاسخ : شأن نزول اين آيه كه همانا نسخ حكمى جاهلى ، يعنى تحريم ازدواج با همسر [ طلاق داده شده ] پسرخوانده بود ، روشن و معروف است .
« الدّعىّ » ( پسرخوانده ) كسى است كه شخصى او را برگزيده ، بزرگ كرده و سپس او را به عنوان « پسر » منسوب به خود معرّفى مىكند .
يكى از سنّتهاى عصر جاهلى ( پيش از اسلام ) ، تحريم ازدواج با همسران [ طلاقدادهشدهء ] پسرخواندگان بر پدر بود به همان شكلى كه چنين تحريمى نسبت به همسران « مطلّقه » پسرانشان وجود داشت . پس خداوند ، پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از طريق وحى باخبر ساخت كه زيد بن حارثه - پسرخواندهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به زودى همسر خود را طلاق خواهد داد و به حضرتش دستور داد همسر او را پس از جدا شدن زيد [ بن حارثه ] از وى به ازدواج خود درآورد تا اين ازدواج ، آن سنّت جاهلى را فسخ كند ( از بين ببرد ) و وقتى زيد به شكايت از همسر و به قصد طلاق او به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد ، پيامبر بيم آن داشت كه مبادا به خاطر آنچه مىداند ، دست از موعظه و نصيحت زيد برداشته و [ بنا به سنّت ] مانع از اقدام او شود . بهويژه ، آنكه آن حضرت متولّى كارها و تدبير زندگى او نيز بود .
و پس از آن نيز منافقان ، عليه حضرتش شايعهپراكنى كرده ، بخاطر ازدواج با همسر زيد ، سيل تهمتها و شايعههايى را كه خداوند دامان حضرتش را از آن پاك داشته است ، بهسوى او روانه نمودند . به همين دليل به قصد پرهيز از قرار گرفتن در معرض اين افتراها ، در خطاب به زيد فرمود :
أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ
« 1 » ( همسرت را نگه دار ) . و اين در حالى بود كه قصد خود براى ازدواج با همسر او را ، پس از طلاق ، و در اجراى دستور خداوند پنهان داشته و مخفى مىكرد .
ادامهء سخن خداوند متعال :
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
« 1 » نيز بر درستى اين تأويل گواهى داده ، نشان مىدهد كه علّت صدور چنين فرمانى ، نسخ سنّتى جاهلى بوده است .
و چنانچه گفته شود كه بههرحال عتاب الهى نسبت به آن حضرت باقى بوده و سزاوار بود كه
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 37 . چون زيد از آن زن كام گرفت [ و او را طلاق داد ] او را به ازدواج تو درآورديم تا بعد از اين مؤمنان در نكاح همسران پسرخواندگان خود ، آنگاه كه بهرهء خود را برده [ و طلاقشان دادند ] بر خويش گناهى نپندارند و فرمان خدا انجام پذيرفت .