تو را همانند آنان بيازمايم تا آنچه به ايشان عطا كردهام ، به تو نيز عطا كنم ؛ داود پاسخ مثبت داد و خداوند به او گفت : بكوش تا امتحانت را ببينيم ، امّا آنچه خدا اراده كرده بود ، به وقوع پيوست ؛ زمان به درازا كشيد بهگونهاى كه آن حضرت ، تقريبا ، مسئله آزمايش را فراموش كرد .
زمانى ، در حالى كه حضرتش در محراب خود بود ، كبوترى در محراب نشست ، پس خواست آن را بگيرد ، امّا كبوتر به روزنهء محراب پريد ، داود عليه السّلام در پى آن از روزنهء محراب سركشيد و ازآنجا همسر مردى به نام « اوريا » را كه در حال شستشوى خود بود ، ديد . در دل ، ميل او كرد و قصد ازدواج با او را نمود پس تصميم گرفت « اوريا » را به جنگى بفرستد و به او دستور داد پيشاپيش تابوتى كه « سكينه » « 1 » در آن قرار داشت ، حركت كند . غرض داود عليه السّلام از اين كار ، آن بود كه « اوريا » كشته شود و او با همسرش ازدواج كند . و خداوند دو فرشته را به صورت دو شاكى نزد آن حضرت فرستاد و آن دو ، با تندى و خشونت هرچه تمامتر ، وى را به خاطر كار ناپسندش ، توبيخ كردند و همان دو بودند كه از زنان تعبير به ( نعاج / ميشهاى ماده ) كردند .
سؤال ديگر آنكه : فرشتگان دروغ نمىگويند . بنابراين چگونه مدّعى شدند كه دو شاكى بوده و به يكديگر ستم كردهاند ؟ چگونه با وجود عدم صحّت اين مطالب يكى از آن دو گفت :
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ
« 2 »
جواب : به اقتضاى آيه ، هيچ دليلى بر وقوع خطا از سوى داود عليه السّلام وجود ندارد . و اين ( ارتكاب قبيح ) چيزى است كه مدّعى نيازمند به اثبات آن است . در مورد روايت ادّعاشده نيز ، نمىتوان آن را به خاطر مخالفت با حكم عقل در مورد پيامبران عليه السّلام صحيح دانست .
بهعلاوه راويان آن مورد وثوق و اعتماد نبوده و حال ايشان نزد اهل تحقيق شناخته شده است بنابراين نيازى به پرداختن و تأويل آن وجود ندارد .
خصم در
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ ،
مصدر بوده و مثنى ، مؤنث و جمع نمىشود . و بههمينصورت براى مفرد و جمع به كار مىرود . إذ تسوّروا المحراب كه در ادامهء آيه و به صورت جمع آمده است ، حامل ضمير جمع است و دربارهء آن گفته شده است كه معنى عبارت - نه الفاظ آن -
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر نسبت به تابوت بنى اسرائيل كه در قرآن از آن به« سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ »تعبير شده است به تفسير آيهء 248 سورهء بقره ( 2 ) مراجعه كنيد . - م .
( 2 ) - ص ( 38 ) آيهء 23 . اين برادر من است . او نود و نه گوسفند دارد و من يك گوسفند دارم .