ليس على طول الحياة ندم * و من وراء المرء ما لا يعلم « 1 »
و شاعرى ديگر مىگويد :
أ ليس ورائي إن تراخت منيّتي * لزوم العصىّ تحنى عليها الأصابع « 2 »
همگى [ اين نمونهها ] شاهدى بر درستى مدّعاى ما دربارهء معنى « وراء » مىباشند .
به اعتقاد آشنايان به زبان عربى تنها هنگامى مىتوان از « پيشرو » به « وراء » تعبير نمود كه رسيدن به آنچه از آن خبر داده مىشود ، قطعى باشد و از آن پيشى گرفته و آن را پشت سر خود مىگذارد .
به عنوان مثال در ميان عرب گفته مىشود : « البرد وراءك » ( سرما پيش روى توست ) زيرا گوينده مىداند كه مخاطب قطعا به سرما رسيده آن را درك كرده از آن مىگذرد .
وجه ديگر : ممكن است منظور ، وجود ملكى ستمگر در پشت سر ايشان يا بر سر راه بازگشتشان بوده است بهگونهاى كه گريزى از آن ندارند و يا نمىتوانند راه ديگرى انتخاب كنند .
وجه ديگر : رواست كه مقصود ، پادشاهى ستمگر در پشت سر آنان و در راه بازگشتشان باشد بهگونهاى كه گريزى از آن نداشته ، گذرگاه ديگرى براى گذشتن ايمن از آن نبوده است .
بنابراين كشتى را سوراخ كرد تا در بازگشت ، آن را از ايشان نگيرند و ممكن است كه آن ملك در تعقيب آنان بوده است ، و خداوند به مقصود خود آگاهتر است .
موسى عليه السّلام و نسبت نارواى نمايان شدن عورت
سؤال : تفسير اين سخن خداوند متعال كه مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً
« 3 » چيست ؟
آيا در كتب روايت ، نقل نشده است كه بنى اسرائيل آن حضرت را به پيس بودن و بزرگى ( فتق ) خصيه متّهم كردند و آوردهاند كه حضرتش لباس خود را براى شستشوى بدن بر سنگى بزرگ نهاد ، پس خداوند به آن صخره فرمان حركت داد و آن سنگ به راه افتاد ، موسى ، تنها و برهنه در ميان منازل بنى اسرائيل مىچرخيد تا آنكه همهء بدن او را ديده و فهميدند كه مرضى در او نيست .
هامش
( 1 ) - بر طول زندگى پشيمانى نيست . زيرا پيش روى او چيزى قرار دارد كه از آن آگاه نيست .
( 2 ) - آيا اگر اجل مهلتم دهد ، پيش رويم همراهى با عصا نيست ، عصايى كه انگشتان برآن خم مىشوند .
( 3 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 69 . اى كسانى كه ايمان آوردهايد مانند كسانى مباشيد كه موسى را آزردند و خداوند او را از آنچه گفتند تبرئه كرد و او نزد خداوند آبرومند است .