تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
چيست ؟ [ چه اينكه در آيه از دارندگان كشتى به مساكين ياد شده است در حالى كه مسكين به شخص بسيار فقير و خاك‌نشين گفته مىشود ] . چگونه فرموده است :
كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 1 » با توجه به آن‌كه پرهيز به‌طور معمول از پيش‌رو است ، چه كسى پشت سر آنان بود كه از شرّ او ايمنى يافته و از قصد سوء وى نجات يافتند ؟ دربارهء لمساكين اشاره به چند وجه ( نكته ) ضرورى است : 1 ) مراد از مسكين ، فقير نيست ، بلكه اين وصف به كسانى اطلاق شده است كه بىياور بوده و چاره و گريزى از شرّ آن ملك نداشته‌اند . چنان‌كه به شخص مظلوم و ستمديده اگرچه داراى ثروت فراوان و وسعت حال باشد ، « مسكين » يا « مستضعف » مىگويند . در اين معنى از معصوم عليه السّلام روايت شده است : « مسكين مسكين رجل لا زوجة له » يعنى : بيچاره بيچاره ، مردى است كه همسرى ندارد . چنان‌كه ملاحظه مىشود مراد از مسكين ، ناتوانى و ناچارى است . زيرا چه‌بسا كه چنين شخصى صاحب ثروت فراوانى باشد . 2 ) كشتىاى كه امرار معاش جز از طريق آن نبوده و راه درآمد ديگرى براى صاحب آن نباشد همچون خانه‌اى است كه شخصى فقير به همراه خانواده‌اش در آن سكونت داشته و چيزى جز آن نداشته باشد و اگر مشاركت جمعى در درآمد اين كشتى نيز به شكل پيشين اضافه شود ، وضع نامناسب‌تر و وضوح آن در دلالت بر فقر صاحبان آن آشكارتر مىشود . 3 ) « مساكين » به صورت « مسّاكين » قرائت شده است كه در صورت درستى اين قرائت ، معنى آن « بخيلان » خواهد بود و وجه سؤال از بين مىرود . دربارهء
كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 2 » ، بايد گفت : « وراء » هم براى پشت سر و هم براى پيش‌رو به كار رفته و در اينجا به معنى پيش‌رو مىباشد . آيهء شريفهء
مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ
« 3 » شاهدى بر اين معناست [ زيرا دوزخ پشت سر كسى قرار ندارد . ] شاعر [ نيز در بيت زير « وراء » را به معنى پيش‌رو و در برابر دانسته ، ] مىگويد :
هامش
( 1 ) - كهف ( 18 ) آيهء 79 . امّا آن كشتى متعلّق به چند بينوا بود كه با آن در دريا كار مىكردند . ( و ) پشت سر آنان فرمانروايى كه هر كشتى [ سالمى ] را غصب مىكرد . ( 2 ) - كهف ( 18 ) آيهء 79 . ( 3 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 16 . پيش روى او دوزخ قرار دارد .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 148 | الشريف المرتضى / رحيمى