وجود لذت و راحتى يا عدم آن است .
برخى معتقدند اطلاق « الم » در اين خصوص درست نيست زيرا هنگامى چنين اطلاقى صحّت مىيابد كه « مصلحتى » در ميان نباشد و اين نكته ، نكتهاى درست و قابل اعتنا بوده ، و درست آن است كه خداوند متعال در انتخاب افعال خود آزاد است . دليل درستى مدّعاى ما آن است كه اگر « الم » با وجود مصلحت ، قبيح تلقى شود به جهت « ظلم » بودن يا ( عبث / بىهدف ) بودن كار است در حالى كه روشن است « ظلم » نبوده است ، زيرا ( عوض / جبران ) آن را خداوند عنايت فرموده است و « عبث » ( بىهدف ) نيز نمىباشد چه اينكه هدفى بزرگ و مهمّ كه بيان آن پيش از اين گذشت در وراى آن مىباشد . و چنانچه غرض مذكور ناكافى به نظر رسد وقتى چيزى نتواند جاى آن را بگيرد . در حالى كه فاقد درد باشد ، بازهم آن را از عبث بودن خارج نخواهد كرد زيرا بايد تأمينكنندهء آن هدف باشد . و با فرض اينكه نتوان ، بدون درد بدان غرض رسيد ، آيا بازهم آن عمل قبيح و ناروا خواهد بود و آنان نمىتوانند مدّعى شوند كه قبيح و بيهوده است زيرا چيزى مىتواند جاى آن را بگيرد . در حالى كه با لحاظ « مصلحت » هر عملى چه همراه با لذت باشد يا همراه با درد ، درست و بنا به اقتضاى علّت ، موجود بوده و قبيح و ناروا خوانده نمىشود .
ديگر آنكه « جبران » موجب عدم امكان اطلاق « ظلم » به آن عمل مىشود و به همين دليل مىتوان آن را « نفع » و يا لااقل « عدم ضرر » خواند و با فرض عدم درستى چنين تأويلى ، لزوم « مصلحت » دانستن آن ، پيش مىآيد و لازم است خداوند در انتخاب راههاى ممكن ، هرآنچه را مىخواهد ، اراده فرمايد .
سؤال : آيا به اعتقاد شما تفاوتى بين اين دو مسئله « لذّت » و « الم » نيست ، بدين شرح كه « لذّت » با صرف انجام حاصل شده ، نياز به امرى ديگر در موجّه ساختن آن نيست ، در حالى كه « الم » چنين نبوده ، به تنهايى ، پسنديده شمرده نمىشود مگرآنكه امرى ديگر موجب حسن آن شود .
پاسخ : اين تفاوت ، در صورت عدم لحاظ « مصلحت » كه عامل جمع آن دو از نظر ماست ، وجود دارد . هدف ما از بيان گذشته ، تساوى « الم » و « لذت » از نظر وجود مصلحت و آزاد بودن خداوند در انتخاب هريك از آن دو براى آزمايش است امّا منكر اين نيستيم كه بين آن دو تفاوت وجود دارد .
نخست آنكه « لذت » بهخودىخود « نفع » بوده ، جايز است ابتداء از جانب خداوند
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: الشريف المرتضى
ص١١٤