تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
به خدا كه جانم در دست اوست ! فتنه‌هاى بزرگى براى اسلام اتفاق افتاده است . « 1 » در روايت شيخ مفيد آمده است : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صداى اذان بلال را شنيد ، فرمود : به كسى بگوييد تا نماز جماعت را به پا كند ؛ من حالم خوب نيست . عايشه گفت : به ابو بكر بگوييد . حفصه گفت : به عمر بگوييد . هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سخن اين دو نفر را شنيد و حرص و ولع آنها براى پيش‌نمازى پدرشان و فتنه‌شان را ديد ، فرمود : شما همانند آن زن‌هايى هستيد كه دوروبر يوسف فتنه به پا كردند . « 2 » ابن ابى الحديد از استاد خود ، يوسف بن اسماعيل لمعانى ، چنين روايت مىكند : على عليه السّلام اين نسبت را به عايشه مىداد كه او به بلال گفته است كه ابو بكر را امر كند تا نماز بخواند ، در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : كسى برود ، و به شخص خاصى اشاره نكرده بود . امير مؤمنان عليه السّلام هميشه در محافل خصوصى به اصحاب مىفرمود كه : پيامبر به اين خاطر به اين دو فرمود : شما همانند زنان فتنه‌كنندهء اطراف يوسف هستيد . تا نارضايتى خود را به آنها بگويد ، چون آن دو براى به قدرت رسيدن پدرشان تلاش مىكردند . « 3 » اين كار عايشه كه پدرش را براى امامت جماعت فرستاد ، شبيه به كار زنان اطراف يوسف بود كه مىخواستند به هدفشان برسند و عايشه نيز
هامش
( 1 ) . الدرجات الرفيعة ، ص 306 - 304 . ( 2 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 138 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 9 ، ص 197 .