پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى اسامه حركت كن و برو . ترك جهاد در هيچ حالى جايز نيست .
به آن حضرت خبر رسيد كه عدهاى طعنه مىزنند و دربارهء انتخاب او به فرماندهى لشكر صحبت مىكنند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به من خبر رسيده است كه شما دربارهء اسامه طعنه مىزنيد ، همانطوركه در مورد پدرش طعنه مىزديد . به خدا قسم كه او لياقت فرماندهى لشكر اسلام را دارد ، همانطوركه پدرش چنين لياقتى را داشت . او جزو محبوبترين انسانها در نزد من است ، پس به شما توصيه مىكنم كه دربارهء او به خوبى رفتار كنيد و از او حرفشنوى داشته باشيد .
اگر دربارهء او حرف بىاساس مىزنيد ، دربارهء فرماندهى پدرش نيز حرف بىاساس زده مىشد .
اسامه در همان روز لشكر را از مدينه بيرون برد و در يك فرسخى مدينه اردو زد ، فردى از طرف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرياد برآورد : هيچكس حق ندارد كه از دستورات اسامه تخلف نمايد . « 1 »
عدهاى هنگامى كه بيمارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديدند ، در رفتن به جبههء نبرد سستى كردند . پيامبر نيز به قيس بن عباده ، شمشيردار لشكر اسلام ، و حباب بن منظر دستور داد كه به همراه برخى از انصار ، اين افراد را به لشكر اسامه ملحق نمايند ، و به اسامه بگويند : پيامبر به تو اجازهء تخلف نداده است ، پس به سرعت به سوى جبهه نبرد حركت كن ، تا پيامبر اين را بداند .
اسامه با لشكر حركت كرد و قيس و حباب نيز نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند و
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 1 ، ص 90 - 89 .