به نهصد مرد جنگى مىرسيد . آنها را به همراه خود به مدينه آوردند ، اموالشان را بين خود تقسيم كردند و زنان و فرزندانشان را به اسيرى بردند . هنگامى كه سپاه اسلام به همراه اسيران يهود به مدينه رسيد ، آنها را در خانهاى از خانههاى بنى النجار زندانى كردند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سوى مركز بازار رفتند و دستور دادند كه گودال بزرگى براى آن روز در آنجا حفر كنند . على عليه السّلام و مسلمانان ، همگى حاضر شدند . پيامبر دستور داد تا اسرا را از محبس خارج كنند و به سوى على عليه السّلام ببرند تا ايشان گردن يهوديان را درون گودال بزند . يهوديان را بيرون آوردند اما حيى بن اخطب و كعب بن اسد را رها كردند ؛ زيرا آن دو بزرگ و رئيس قبيله بودند .
سپس اوضاع را به همين منوال نقل مىكند تا اينكه مىگويد : فرستاده و رسول الهى ، از زنان ايشان عمرة بنت خناقة را برگزيد . از زنان بنى قريظه فقط يك زن كشته شد ؛ زيرا او به سوى پيامبر سنگ پرتاب كرده بود . البته آن سنگ به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اصابت نكرد . « 1 »
غزوهء بنى لحيان
اين غزوه در ماه ربيع الاول ، سال ششم پس از هجرت رخ داد ، ولى ابن اثير مىگويد : در ماه جمادى الاول از سال ششم هجرى ، پيامبر به قصد سرزمين بنى لحيان ، در طلب ياران فرارى يعنى حبيب بن عدى و يارانش خارج شد ، و معلوم شد كه حبيب بن عدى مىخواهد به شام برود تا مردم آنجا را غافلگير كند . آنها به سرعت مىتاختند تا اينكه در سرزمينى به نام
هامش
( 1 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 113 - 110 .