تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
در آن روز نافع بن بديل بن ورقا خزاعى نيز كشته شد . حسان بن ثابت و كعب بن مالك در اشعارشان براى شهداى بئر معونه اشعارى سروده‌اند . انس مىگويد : حال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را براى احدى مانند حالت ايشان براى اصحاب بئر معونه نيافتم . « 1 » على بن ابراهيم قمى مىگويد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى كعب بن اشرف حركت كرد . وقتى بر كعب داخل شد ، كعب گفت : مرحبا ! خوش آمدى ، اى ابا القاسم . او برخاست كه مثلا براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غذايى آماده كند و با خودش فكر مىكرد كه پيامبر را مىكشد و اصحاب پيامبر از او پيروى و تبعيت مىكنند . جبرئيل نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را آگاه ساخت ، پس پيامبر به مدينه بازگشت و به محمد بن مسلمة انصارى فرمود : به سوى بنى نضير برو و به آنها بگو : خداوند تعالى من را از فتنه‌اى كه شما قصد انجام آن را داشتيد ، باخبر ساخت ، پس يا از سرزمين ما خارج شويد يا اينكه آماده جنگ باشيد . بنى نضيريان گفتند : از سرزمين شما خارج مىشويم . عبد اللّه بن ابى كسى را نزد آنان فرستاد كه به آنها بگويد : از اين سرزمين و اينجا خارج نشويد و در جايتان باقى بمانيد و با محمد وارد جنگ نشويد . من و قومم و هم‌پيمان‌هايم ، همگى ياريتان خواهيم كرد ؛ پس اگر اخراج شديد ، ما نيز به همراهتان هستيم و اگر جنگيديد ، ما نيز در كنار شما مىجنگيم . اسب‌هايشان را آماده كردند و براى جنگ مهيا شدند و پيكى را به
هامش
( 1 ) . عيون الاثر ، ج 2 ، ص 21 .