تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
خوابيد و من او را كشتم . من به را هم ادامه دادم و قريش نيز دو مرد را براى تجسس دربارهء پيامبر فرستاده بودند ؛ يكى از آنها را تير زدم و ديگرى را نيز اسير نمودم . پس او را به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بردم و تمامى ماجرا را براى پيامبر نقل كردم . پيامبر خنديد و برايم دعاى خير نمود . « 1 »

غزوهء بنى نضير

بنى نضير طايفه‌اى از يهود بودند كه جمعيت زيادى داشتند . سزاوار است كه پيش از پرداختن به موضوع ، مقدمه‌اى ذكر كنيم . معونه مكانى بين اراضى بنى عامر و حرة بن سليم ، در نزديكى مدينه و در بلندىهاى نجد بود . ماجراى بئر معونه چنين بود كه ابو براء عامر بن مالك بن جعفر معروف به ملاعب الاسنة « 2 » بر پيامبر وارد شد و گفت او مسلمان است و از اسلام هرگز دست برنخواهد داشت ، و گفت : اى محمد ، اگر مردانى از ياران و اصحابت را به سوى اهل نجد بفرستى تا آنان را به دين اسلام دعوت كنند ، اميد است كه دعوت شما را استجابت كنند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من از اهل نجد بر آنان مىترسم . ابو براء گفت : من آنها را ضمانت مىكنم . پس پيامبر منذر بن عمرو را در حالى كه هفتاد نفر از قاريان همراه او
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 169 . ( 2 ) . لقب « ملاعب الاسنه » كنايه‌اى از شجاعت و دليرى آن شخص است كه بىباكانه خود را وارد ميدان نبرد و ستيز مىكند و با نيزه‌ها و شمشيرها انس و سركار دارد . به عبارتى معروف به شمشيرباز .