ذكر كرد اما ، نقل شده است كه روزى شديدتر و عظيمتر از روزى كه حمزه در آن كشته شد ، براى پيامبر نبود . در روز احد ، شنيده شد كه هاتفى مىگويد : لا سيف الا ذو الفقار ؛ لا فتى الا على !
و هرگاه خواستيد ندبه كنيد ، پس بر كسى كه بسيار باوفا بود ، برادر همان كسى كه او هم بسيار باوفا بود ، گريه كنيد . اولى حمزه و دومى ابو طالب است .
در روز احد ، حمزه روزه گرفته بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قبل از اينكه ايشان شهيد شود ، او را در آغوش گرفته بود و بين دو چشم او را بوسيد . وقتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از جنگ احد به مدينه بازگشت ، صداى زنان نوحهخوان را بر كشتهگان احد شنيد ، چشمان مبارك حضرت پر از اشك شد و گريست و سپس فرمود : ولى امروز نبايد براى حمزه گريست .
وقتى سعد بن معاذ و اسيد بن حضير اين را شنيدند ، گفتند : هيچ زنى بر شوهرش نگريد تا اينكه فاطمه عليها السّلام آمد و دوباره صداى شيون برخاست . زمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صداى گريه و شيون زنان ابو حمزه را شنيد ، فرمود : آنها را بازگردانيد !
حمزه عموى رضاعى پيامبر بود و چهار سال نيز از پيامبر بزرگتر بود .
روايت شده است كه حمزه روز قيامت ، ناقهء پيامبر را سوار مىشود ، در حالى كه غضبناك است . « 1 » او و جعفر بر اينان گواه هستند كه چه چيزى را ابلاغ نكردهاند ، و آن دو در روز قيامت ، در دو طرف ، پشت سر على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام هستند و حسن و حسين عليهما السّلام در بين آنها مىباشند . « 2 »
در روز قيامت ، پرچم حمد به على عليه السّلام ، پرچم تكبير به حمزه عليه السّلام و
هامش
( 1 ) . الخصال ، ص 203 .
( 2 ) . بشارت المصطفى ، ص 159 .