[ راوى ] مىگويد : طلحة بن ابى طلحة از صفوف قريش نمايان شد و فرياد هل من مبارز سر داد . رسول اللّه در زير پرچم لشكر اسلام نشسته بود و زره و كلاهخود به تن داشت . على عليه السّلام به سوى طلحة بن ابى طلحة شتافت و با يك ضربه فرقش را شكافت و دو نيم كرد ، سپس بازگشت .
و گفته شده است كه وقتى طلحة بن ابى طلحة به زمين افتاد ، از ترس اينكه على عليه السّلام او را نكشد ، عورتش را نمايان ساخت ، على عليه السّلام هم به او رحم كرد و يقين كرد كه خداوند به زودى او را هلاك خواهد كرد . پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بسيار خوشحال شد و تكبير بلندى سر داد و تمامى لشكر مسلمانان نيز تكبير گفتند .
سپس داستان را ادامه مىدهد تا اينكه مىگويد : مسلمانان گفتند :
خداوند پيامبرش را در هيچ موقعيتى به اندازهء روز احد يارى نكرده است .
تا جايى كه از فرمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سرپيچى كردند و در مورد غنايم به نزاع پرداختند . به همين دليل بود كه ياران و پرچمداران لشكر اسلام كشته شدند و مشركين به همراه زنان جلو آمدند ، در حالى كه زنانشان بر دف مىكوبيدند .
هنگامى كه اصحاب و ياران عبد اللّه بن جبير جايگاه خود را ترك كردند و خالد بن وليد آن نقطه از كوه را كه خالى شده بود ديد ، پس با گروهى سوار بر اسب به آن نقطه حملهور شد و عكرمه نيز با اسبش به دنبال خالد به راه افتاد تا به محل مورد نظر رسيدند . بر تعداد كمى از سربازان اسلام كه در آنجا مانده بودند ، حملهور شدند . [ عدهء اندك مسلمانان ] تا توانستند به سوى آنها تيراندازى كردند .
عبد اللّه بن جبير نيز هرچه تير داشت به سوى دشمن پرتاب كرد تا
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٠٦