تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
مىدارد ؟ پيامبر فرمود : خداوند عزّ و جلّ . در اين هنگام جبرئيل دست بر سينه او زد و او را دفع كرد و شمشير از دست دعثور به زمين افتاد ، پس پيامبر آن را برداشت و فرمود : در اين لحظه چه كسى تو را از من منع كرده و حفظ مىكند ؟ دعثور گفت : كسى نيست و من شهادت مىدهم به اينكه هيچ خدايى جز اللّه نيست و به درستى كه تو رسول و فرستادهء خدا هستى . دعثور به سوى قومش بازگشت و آنها را به دين اسلام دعوت نمود و اين آيه نازل شد : «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
« 1 » ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، نعمت‌هاى خداوند را به ياد آوريد ؛ زيرا ايشان قومى بودند كه وقتى به سوى شما دست‌درازى مىكردند ، خداوند شما را از شر آنان ايمن مىداشت . » سرانجام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بدون درگيرى بازگشت و غيبت آن حضرت از مدينه يازده شبانه‌روز طول كشيد . « 2 »

غزوهء بحران

بحران ناحيه‌اى از نواحى فرع مىباشد . ( فرع بر وزن فعل مانند فلس است . ) رأى ضعيف ديگرى وجود دارد مبنى بر اينكه بحران به صورت بحران خوانده مىشود و آن روستايى از نواحى ربذه مىباشد . بين اين دو مكان و مدينه به اندازهء شانزده فرسخ فاصله وجود دارد و بين اين دو مكان
هامش
( 1 ) . مائده / 11 . ( 2 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 176 - 175 .