مىدارد ؟
پيامبر فرمود : خداوند عزّ و جلّ .
در اين هنگام جبرئيل دست بر سينه او زد و او را دفع كرد و شمشير از دست دعثور به زمين افتاد ، پس پيامبر آن را برداشت و فرمود : در اين لحظه چه كسى تو را از من منع كرده و حفظ مىكند ؟
دعثور گفت : كسى نيست و من شهادت مىدهم به اينكه هيچ خدايى جز اللّه نيست و به درستى كه تو رسول و فرستادهء خدا هستى .
دعثور به سوى قومش بازگشت و آنها را به دين اسلام دعوت نمود و اين آيه نازل شد :
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
« 1 » ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، نعمتهاى خداوند را به ياد آوريد ؛ زيرا ايشان قومى بودند كه وقتى به سوى شما دستدرازى مىكردند ، خداوند شما را از شر آنان ايمن مىداشت . »
سرانجام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بدون درگيرى بازگشت و غيبت آن حضرت از مدينه يازده شبانهروز طول كشيد . « 2 »
غزوهء بحران
بحران ناحيهاى از نواحى فرع مىباشد . ( فرع بر وزن فعل مانند فلس است . ) رأى ضعيف ديگرى وجود دارد مبنى بر اينكه بحران به صورت بحران خوانده مىشود و آن روستايى از نواحى ربذه مىباشد . بين اين دو مكان و مدينه به اندازهء شانزده فرسخ فاصله وجود دارد و بين اين دو مكان
هامش
( 1 ) . مائده / 11 .
( 2 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 176 - 175 .