گفت : اگر اين گوسفند شيرى داشت ، ما خودمان شيرش را مىدوشيديم .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با دست خود پستان را گرفت و خداوند را به دعا خواند ، سپس از پستان گوسفند شير دوشيد ، به گونهاى كه تمامى كسانى كه آنجا بودند شير خوردند اما ظرف همچنان ، پر از شير بود . وقتى ابو معبد آمد و شيرها را ديد بسيار تعجب كرد و از ام معبد پرسيد : اين شيرها از كجا آمده است ، در حالى كه قطرهاى شير در خانه نبود ؟
ام معبد به او جواب داد : مردى بابركت بر ما گذشت كه اينطور بود و اينطور .
پس ابو معبد گفت : او صاحب قريش است و قسم خورد كه هروقت او را ببيند ، به او ايمان آورد و از او تبعيت كند . « 1 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز دوشنبه ، دوازدهم ماه ربيع الاول وارد مدينه شد درحالىكه انصار از او استقبال مىكردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قبايش را پهن نمود و مسجدش را بر پايهء تقوا بنا نهاد .
هامش
( 1 ) . الرساله المولوية ، ص 20 - 17 .