تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
گفت : امروز عقيل را به سخره مىگيرم ، و تو را مىخندانم . هنگامى كه عقيل سلام كرد ، معاويه گفت : خوش آمدى ، اى مردى كه عمويت ابو لهب است . عقيل گفت : سلامت باشى ، اى كسى كه عمه‌ات حمل‌كننده هيزم ( حمالة الحطب ) است و بر گردنش ريسمانى از ليف خرما است . ( چون زن ابو لهب ، ام جميل دختر حرب است ) معاويه گفت : به نظرت ابو لهب در كجاست ؟ عقيل گفت : هرگاه داخل جهنم شدى ، در سمت چپ خود او را مىبينى كه با عمه‌ات ، حمالة الحطب ، همبستر شده است . معاويه گفت : آيا فاعل در آتش اوضاعش بهتر است يا مفعول ؟ عقيل گفت : هر دو در عذاب خداوند برابر هستند . « 1 » مداينى جريان كنيزى را ذكر كرده است كه معاويه به قيمت چهل هزار درهم براى عقيل خريد و از او مسلم به دنيا آمد . « 2 » هنگامى كه عقيل مرد ، مسلم هجده ساله بود . پرسش معاويه از عقيل دربارهء داستان آهن گداخته معروف است . « 3 » همچنين ، محبت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت به عقيل و گريهء ايشان براى فرزند او كه در راه محبت به حسين عليه السّلام به شهادت مىرسد ، معروف است . « 4 »

3 . جعفر

در مورد جعفر بن ابى طالب رضى اللّه عنه و فضايلش ، در بحث پيرامون شهادتش در جنگ موته ، مطالبى را خواهيم گفت .
هامش
( 1 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 553 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 11 ، ص 250 - 251 . ( 3 ) . همان ، ص 253 . ( 4 ) . مستدرك الحاكم ، ج 2 ، ص 53 .