فرزندان عباس بن عبد المطّلب
كنيهء عباس ابا فضل بود . او صورتى زيبا ، ديدنى و سفيد داشت ، اندامش چاق و قدش معمولى بود . البته ، برخى مىگويند : بلندقد بوده است .
از جابر روايت شده است كه در جنگ بدر ، هنگامى كه عباس به اسارت درآمد ، هيچ لباسى نبود كه اندازه او شود ، جز لباس عبد اللّه بن ابى سلول و هنگامى كه عبد اللّه از دنيا رفت ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله لباس خود را به تن او كرد و از آب دهانش به آن ماليد . ابو سفيان مىگويد : گمان مىكنم اين كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مقابل آن بود كه لباسش را به عباس داد .
عباس سه سال قبل از عام الفيل به دنيا آمد . از او پرسيدند : آيا تو بزرگتر هستى يا پيامبر ؟ او ادب نمود و گفت : پيامبر بزرگتر است ، ولى من قبل از او به دنيا آمدم .
عباس كوچكترين فرزند عبد المطّلب بود . او در زمان جاهليت ، رئيس قبيلهء قريش به حساب مىآمد و سرپرستى عمارت مسجد الحرام و آبرسانى به حجاج را بعد از ابو طالب به دست گرفت .
سرپرستى عمارت مسجد الحرام به اين صورت بود كه قريشيان با يكديگر پيمان بستند و قسم خوردند كه نگذارند كسى در مسجد الحرام حرفهاى بيهوده و شهوتانگيز بگويد و عباس را سرپرست اين كار قرار دادند و پيمان بستند كه او را يارى كنند . « 1 »
بيشتر دانشمندان علم تاريخ بر اين باورند كه عباس از ابتدا مسلمان بوده ، ولى مسلمان بودنش را پنهان مىكرده است . در جنگ بدر با كراهت
هامش
( 1 ) . ذخائر العقبى ، ص 186 - 187 .