كهولهم خير الكهول و نسلهم * كنسل الملوك لا يبور و لا يجرى
ملوك و أبنا الملوك و ساده * تغلق عنهم بيضة الطائر الصقر
متى تلق منهم طلعها فى عنانه * ثجده على اجراء والده يجرى
هم ملكوا البطحاء مجد او سؤددا * و هم نكلوا عنها غواة بنى بكر
و هم يغفرون الذنب ينقم مثله * و هم تركوا رأى السفاهة و الهجر
أخارج أما أهلكن فلا تزل * لهم شاكرا حتى تغيب فى القبر « 1 »
« پيرانشان بهترين پيران و نسل آنها به مانند نسلهاى پادشاهان از بين نمىرود و جارى است . پادشاهانند و فرزندان پادشاه و رؤساى بزرگ و در سفيدى افعالشان تخم عقاب خجل است . هرگاه كه سرغاز آنها را بخواهى بيابى ، خواهى يافت كه همان راه پدرانشان را مىروند . آنها پادشاهان بطحاء در مجد و سيادت هستند و بر سر گمراهان بنى بكر مانند بلا نازل مىشوند . و آنها گناهان را مىبخشند و گفتند كه نبايستى جواب انسان بىخرد را داد . آيا خارج مىشوى و هلاك مىشوى و همچنان شكرگزار آنها خواهى بود تا در قبر استخوانهايت از بين بروند . »
اينگونه هم گفته شده است :
ا خارج اما هلكن البيت فيه * يوصى خدافه ابنه خارجه بالانتما الى بنى هاشم
« آيا نمىدانى كه خارج از خانه هلاك خواهى شد درحالىكه ديگران كه خارج از اين خانه هستند فرزندانشان را وصيت مىكنند كه به بنى هاشم وابستگى داشته باشند . »
و بعد مىگويد :
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 215 - 214 .