تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ . . .
( آيهء 171 ) . دربارهء گروه‌هاى مختلف مسيحى نازل شد كه دربارهء عيسى غلو كرده ، او را پسر خدا مىناميدند .
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ . . .
( آيهء 172 ) . هيأت نصرانى به پيغمبر ( ص ) گفتند : چرا صاحب و مولاى ما را عيب جويى مىكنى ؟ حضرت پرسيد : صاحب و مولاى شما كيست ؟ گفتند : عيسى . فرمود : دربارهء عيسى چه گفته‌ام ؟ گفتند : مىگويى بندهء خدا و فرستادهء اوست . پيغمبر ( ص ) پاسخ داد : اين عيب عيسى نيست كه بندهء خدا باشد ؛ پذيرفتند .
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ . . .
( آيهء 176 ) . ابو عبد الرحمان بن ابى حامد با اسناد از جابر روايت مىكند كه گفت : مريض بودم پيغمبر ( ص ) به عيادتم آمد و هفت خواهرم دور و برم بودند . پيغمبر ( ص ) در صورتم دميد و به خود آمدم و عرض كردم : يا رسول اللّه ( ص ) دو ثلث مالم را براى خواهرانم وصيت مىكنم . فرمود : نيك است . گفتم : نصف . فرمود : نيك است ، و بيرون رفت . سپس برگشت و فرمود : اى جابر به نظر من تو به اين مرض نمىميرى . خدا آيه نازل كرد و دو ثلث براى خواهرانت معين نمود . جابر گويد : آيه همين است :
« يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ . . . »
.

سورهء مائده

لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ . . .
( آيهء 2 ) . ابن عباس گويد اين آيه دربارهء شريح بن ضبيع كندى ملقب به خطيم نازل شد كه از يمامه نزد پيغمبر ( ص ) به مدينه آمد . همراهان در خارج مدينه گذاشت و خود به تنهايى وارد بر پيغمبر ( ص ) شد و گفت : مردم را به چه چيز دعوت مىكنى ؟ فرمود : به شهادت لا إله الا اللّه ، و اينكه نماز بر پا كنند و زكات بدهند . خطيم گفت نيك است ليكن مشاورانى دارم كه بى نظر آنان به كارى مصمم نمىشوم ، و شايد مسلمان شوم و ايشان را نيز همراه بياورم . پيغمبر ( ص ) پيشتر به اصحاب فرموده بود مردى كه با زبان شيطان سخن مىگويد بر شما وارد خواهد شد ؛ و چون برفت پيغمبر ( ص ) فرمود : با چهرهء كافر وارد شد و با هيأتى مكّار بيرون رفت ، اين مرد مسلمان نمىشود . خطيم در بازگشت به گلّهء مدينه برخورد و آن را راند و با خود برد . و هر چه جستند نيافتندش .
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 99 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو