وقتى سال بعد به مكه رفتند صداى لبيك گفتن حجاج يمامه به پيغمبر ( ص ) رسيد ، فرمود :
خطيم و يارانش هستند ، و يك قربانى از گلهء مدينه آورده بودند . مسلمانان خواستند بگيرندش ، آيه آمد كه حرمت شعائر به نام خدا را رعايت كنيد و لو از غير مسلمان باشد .
زيد بن اسلم گويد : موقعى كه پيغمبر ( ص ) و اصحابش در حديبيه بودند و مشركان از رفتن به مكه مانعشان شدند ، اين بر اصحاب گران آمد و در آن حال جمعى از مشركين به قصد عمره مىرفتند بر ايشان گذشتند . مسلمين گفتند : همچنان كه همكيشان اينان بر ما راه بستند ، ما نيز راه اينان را مىگيريم . آيهء مورد بحث آمد .
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . .
( آيهء 3 ) . اين آيه روز جمعه ، بعد از ظهر روز عرفه در حجة الوداع سال دهم هجرت نازل شد و پيغمبر ( ص ) سوار بر ناقهء عضباء ( - گوش شكافته ) بود .
عبد الرحمن بن حمدان با اسناد از طارق بن شهاب روايت مىكند كه مردى يهودى نزد عمر آمد و گفت يا امير المؤمنين شما مسلمانان آيهاى در كتابتان مىخوانيد كه اگر بر ما نازل شده بود آن روز را عيد مىگرفتيم . عمر پرسيد آن آيه كدام است ؟ گفت :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . .
عمر پاسخ داد به خدا من روز و ساعت نزول آن را هم مىدانم . غروب روز عرفه بود ، آن روز كه عرفه به جمعه افتاد . بخارى و مسلم نيز اين روايت را به طريق ديگر آوردهاند .
حاكم ابو عبد الرحمن شادياخى با اسناد از عباد بن عمار روايت مىكند كه ابن عباس آيهء بالا را قرائت كرد ، و يك يهودى كه آنجا بود گفت : اگر اين آيه بر ما نازل شده بود روز نزول آن را عيد قرار مىداديم . ابن عباس پاسخ داد : اتفاقا اين آيه در يك عيد توأمان نازل شد ، جمعه و عرفه با هم « 1 » .
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ . . .
( آيهء 4 ) . ابو بكر حارثى با اسناد از ابو رافع روايت مىكند كه گفت : پيغمبر ( ص ) مرا به كشتن سگان امر فرمود : مردم از پيغمبر ( ص ) پرسيدند يا رسول اللّه ( ص ) از اين سگان كه فرمودهاى بكشند آيا ما را فايدهء حلالى نيست ؟ - آيهء فوق در پاسخ آمد كه از شكار به وسيلهء سگان تعليم يافته بخوريد . ابو عبد اللّه حاكم نيز
هامش
( 1 ) مترجم گويد قسمت مورد بحث آيه ، بنابر اخبار متعدد و اتفاق شيعيان در غدير خم نازل شده و مربوط به جانشينى على بن ابى طالب عليه السلام است ( از جمله ر . ك . : نمونهء بنيات دكتر محمد باقر محقق ص ص 267 - 271 ) .
نكتهاى كه به چشم مىخورد حكم تحريم بعضى خوردنىها ، و تجويز به هنگام اضطرار در اين آيه هست ، كه صدر و ذيل آيه با قسمت ميانى آن ظاهرا وحدت موضوع ندارد .