به سوى مدينه روان شدند . وقتى به تنعيم رسيدند ، مشرف به مرگ شد ، دست راست و چپش را بر هم زد و گفت : خدايا اين دست تو و اين دست پيغمبرت ؛ به هر آنچه دست پيغمبرت با تو بيعت كرده ، بيعت مىكنم و ستوده و خوشنام درگذشت . خبرش به پيغمبر ( ص ) رسيد . صحابه گفتند : اگر به مدينه مىرسيد ، اجرش كامل بود . آيهء مورد بحث نازل شد [ كه اجرش بر عهدهء خداست ] .
ابو حسان مزنى با اسناد از عكرمه روايت مىكند كه در مكه عدهاى بودند كه اسلام در دلشان وارد شده بود ، ليكن استطاعت مهاجرت نداشتند و مشركان در جنگ بدر ، ايشان را به اجبار همراه بردند و عدهاى از آن مسلمانان نيز كشته شدند و آيات 97 - 99 سورهء نساء نازل گرديد و بعضى مسلمانان از مدينه آيات را به مكه نوشتند . مسلمانى از بنى بكر كه مريض بود ، گفت : مرا به روحاء ببريد . بردندش و خيال به مدينه آمدن داشت كه در حصحاص بمرد و آيهء صدم سورهء نساء [ دربارهء او ] نازل گرديد .
وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ . . .
( آيهء 102 ) . استاد ابو عثمان زعفرانى مقرى در سال 425 ق گفت كه ابو محمد عبد اللّه بن محمد بن على در سال 363 ق به من گفت كه ابو سعيد بن محمد جزرى در مكه در مسجد الحرام به سال 340 ق به من گفت كه به سه واسطه از مجاهد و او از ابو عياش ورقى روايت مىكند كه با پيغمبر ( ص ) نماز ظهر را خوانديم و مشركان با خود گفتند در اين حال مىتوانيم نيرنگى بزنيم و ناگهانى بتازيم ؛ هم اكنون موقع نماز عصر مىشود كه آن را از پدرانشان بيشتر دوست دارند . جبرئيل آيهء بالا را بين نماز ظهر و عصر آورد . محل اين واقعه ، عسفان و امير مشركان خالد بن وليد بود كه در سمت قبله واقع بودند و آيه دربارهء نماز خوف است .
عبد الرحمان بن عبد اللّه با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) از مدينه بيرون رفت و در عسفان با مشركان برخورد وقتى نماز ظهر خواندند و مشركان ديدند كه آنها به سجده و ركوع مىروند ؛ يكىشان گفت : اين فرصتى است كه بر ايشان حمله كنيم و تا خبر شوند بر سر آنان فرود آمدهايم . ديگرى گفت : نماز ديگر دارند كه از خانمان خويش دوستتر دارند آماده باشيد كه آن موقع بر ايشان بتازيم و خداى تعالى آيهء مورد بحث را فرستاد و مسلمين را از توطئه مشركان مطلع ساخت و نماز خوف را ياد داد .
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ . . .
( آيهء 105 ) . جمعى از مفسران گويند اين آيه تا آيهء 116 سورهء نساء تماما در مورد يك واقعه نازل شده است . مردى از