دربارهء يهود است كه منكر عيسى و انجيل شده بودند و با انكار محمد ( ص ) و قرآن بر كفر افزودند . ابو العاليه گويد : آيه در باب يهود و نصارى است كه با وجود ايمان قبلى به صفات و اوصاف محمد ذكر شده در تورات و انجيل ، به دو كافر شدند و سپس با اصرار در پايدارى بر كفر خويش افزودند .
كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ . . .
( آيهء 93 ) . به گفتهء ابو روق و كلبى چون پيغمبر ( ص ) فرمود : من بر ملت ابراهيمم . يهوديان گفتند پس چرا گوشت و شير شتر مىخورى ؟
پيغمبر ( ص ) فرمود : آن بر ابراهيم حلال بود و ما نيز روا مىدانيم . يهود گفتند هر چيز كه ما امروز حرام مىدانيم بر نوح و ابراهيم نيز حرام بوده است و ( شريعت ايشان ) به ما رسيده . آيهء بالا در تكذيب يهود نازل گرديد .
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ . . .
( آيهء 96 ) . مجاهد گويد : مسلمين و يهود با هم مفاخره مىكردند .
يهود گفتند بيت المقدس برتر و بزرگتر از كعبه است چه در سرزمين پاك واقع شده و محل مهاجرت پيغمبران بوده ؛ و مسلمين گفتند كعبه بالاتر است . و آيه ( در تأييد مسلمانان ) نازل گرديد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقاً . . .
( آيهء 100 ) . ابو عمر عسكرى روايت كرد و به من اجازهء روايت داد با اسناد از عكرمه كه در جاهليت بين دو طايفه اوس و خزرج نزاع بود و با آمدن اسلام صلح كردند و اسلام دلهاشان را يگانه كرد . روزى يك يهودى در مجلسى كه از اوسيان و خزرجيان حضور داشتند شعرى از يك گروه مربوط به جنگ قديم بين اوس و خزرج خواند و مفسده انگيخت و طايفهء ديگر نيز شعرى از شاعر خود در آن واقعه ياد كردند و به همين ترتيب . . . گفتند برخيزيد تا جنگ كهن از سر گيريم .
اينان فرياد كردند يا آل اوس ! و آنان فرياد كردند يا آل خزرج ! پس گرد آمدند و سلاح برگرفتند و براى جنگ صف بستند . در اين موقع آيهء بالا نازل گرديد و پيغمبر ( ص ) بين دو صف ايستاد و با صداى بلند آن را قرائت فرمود . وقتى صداى پيغمبر ( ص ) را شنيدند ساكت شده گوش فرا دادند و با اتمام آيه سلاح افكندند و همديگر را با چشم تر بغل كردند .
زيد بن اسلم گويد : شاس بن قيس يهودى پير كافرى بود متعصب با كينه و حسد شديد نسبت به مسلمانان . بر جمعى از اصحاب پيغمبر ( ص ) مركب از اوس و خزرج گذشت كه با هم صحبت مىكردند . منظرهء اجتماع و الفت و آشتى ايشان آن كافر را خوش