تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
داشتم [ و داورى نزد پيغمبر ( ص ) بردم ] پيغمبر ( ص ) از من پرسيد آيا شاهد و دليل دارى گفتم نه ، فرمود پس او سوگند بخورد ، گفتم او ( به دروغ ) سوگند مىخورد . و آيهء بالا نازل گرديد . عمرو بن عمرو مزكّى با اسناد از ابراهيم بن عبد الرحمن روايت مىكند كه عبد اللّه بن ابىّ مردى را در بازار واداشت كه با كالايى بايستد و سوگند خورد كه اگر بدان وسيله يكى از مسلمين را متهم سازد ، مالى بسيار به دو دهد . آيهء بالا ( در تشنيع بر آن مرد و عبد اللّه بن ابىّ ) نازل گرديد . اما كلبى گويد : عده‌اى از عالمان فقير يهود سالى دچار قحط و تنگدستى شدند و نزد كعب بن اشرف به مدينه آمدند كعب از ايشان پرسيد : آيا تشخيص داده‌ايد كه اين مرد [ يعنى محمد ( ص ) ] همان پيغمبر ( ص ) موعود در تورات است ؟ گفتند بلى ؛ آيا تو يقين ندارى ؟ گفت : نه گفتند ما گواهى مىدهيم كه او بنده و فرستادهء خدا است . كعب گفت : خدا شما را از خير فراوانى محروم كرد . قصد داشتم خواربار و پوشاك‌تان بدهم اما خود و خانواده‌تان را محروم ساختيد . گفتند حتما امر بر ما مشتبه شده است ، مهلت بده برويم و ببينيمش . رفتند و صفات و اوصاف ديگرى نوشتند و نزد پيغمبر ( ص ) رفته با او گفت و شنود كردند و نزد كعب باز گشتند و گفتند : ما قبلا اعتقاد داشتيم كه او فرستادهء خدا است وقتى نزدش رفتيم او را بر صفت ديگرى يافتيم مغاير آنچه در كتاب ما هست ؛ و نوشته را به كعب باز نمودند . كعب شادمان شد و خواربار و خرجى به ايشان داد ؛ و آيه بدين مناسبت نازل گرديد . عكرمه گويد آيه دربارهء ابو رافع و لبابة بن ابى حقيق و حيّى بن اخطب و ديگر رؤساى يهود آمده است كه سابقه و مقام محمد ( ص ) را در تورات پنهان داشته به دست خويش اوصاف ديگرى نوشتند و سوگند خوردند كه آيهء الهى است ؛ و اين همه براى آنكه رشوت و هدايايى كه از پيروان خويش مىگرفتند ، از دست نرود .
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ . . .
( آيهء 79 ) . ضحاك و مقاتل گفته‌اند اين آيه دربارهء مسيحيان نجران نازل شده كه عيسى را مىپرستيدند ، و در اين آيه مقصود از « بشر » عيسى و مقصود از « كتاب » انجيل است . كلبى و عطاء از ابن عباس روايت مىكنند كه ابو رافع يهودى و يكى از سران مسيحيان نجران گفتند يا محمد آيا مىخواهى ترا به عنوان خدا و پروردگار بپرستيم ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود معاذ اللّه كه جز خدا پرستش شود يا من به