تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
من هم زور آوردم و آن طور كه زنى بر مرد ضعيفى چيره است بر او چيره شدم و گفتم : هرگز ، قسم به آنكه جان خويله در دست اوست دستت به من نمىرسد تا خدا به حكم خويش ميان ما داورى فرمايد . و شكايت نزد پيغمبر ( ص ) بردم . فرمود : او شوهر و پسر عموى توست از خدا بترس و با او خوشرفتارى كن . و ساعتى نگذشت كه آيات 1 - 4 سورهء مجادله آمد . حضرت فرمود : نزد شوهرت برو ، و او بايد برده‌اى آزاد سازد . عرض كردم يا نبى الله او برده‌اى ندارد كه آزاد سازد . فرمود : نزد شوهرت برو و او بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد . عرض كردم يا نبى الله او پير سالخورده است روزه نتواند . فرمود پس بايد شصت مسكين را اطعام كند . عرض كردم يا رسول اللّه ( ص ) چيزى ندارد كه اطعام كند . فرمود : باشد ، ما يك سنگ خرما معادل سى صاع كمكش مىكنيم . خويله گفت من هم اين اندازه مىدهم . حضرت فرمود كار خوبى كردى ، بگو تصدق كند .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى . . .
( آيهء 8 ) . به گفتهء ابن عباس و مجاهد اين آيه دربارهء يهود و منافقين نازل شده كه در جمع مؤمنان با هم در گوشى حرف مىزدند و با چشم به سوى آنها اشاره مىكردند و نگاه مىانداختند . مؤمنان چون آن حركات مىديدند با خود مىگفتند به نظر مىآيد از نزديكان ما يا برادرانى كه به مأموريت جنگى رفته‌اند خبرى دارند كه مرده يا كشته شده‌اند يا شكست خورده‌اند و گرفتارى پيش آمده ، و اين در دل‌شان اثر مىكرد و اندوهگين مىشدند و غمناك مىبودند تا نزديكان و دوستانشان از سفر مىآمدند . و چون اين كار يهود و منافقان ادامه يافت و تكرار شد مؤمنان شكوه نزد پيغمبر ( ص ) بردند پيغمبر ( ص ) به يهود و منافقان فرمود نزد مؤمنان در گوشى حرف نزنند . اما آنان بس نكرده باز همان كار را كردند آيه در تعريض اينان نازل شد .
وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ . . .
( آيهء 8 ) . ابو بكر محمد بن عمر خشاب با اسناد از عايشه روايت مىكند كه عده‌اى از يهود نزد پيغمبر ( ص ) آمده گفتند « السام عليك يا ابا القاسم » من پاسخ دادم : سام ( يعنى مرگ ) بر خود شما باد و خدا بكشدتان ! پيغمبر ( ص ) فرمود : عايشه بس كن كه خدا فحش دادن و پاسخ فحش دادن را دوست ندارد . گفتم يا رسول اللّه ( ص ) مگر من متوجه نشدم كه چه مىگويند . فرمود : آيا نمىبينى كه من چگونه در جواب ، آن را به خودشان بر مىگردانم و مىگويم : « و عليكم » و آيه بدين مناسبت آمد . ابو سعيد محمد بن عبد الرحمن با اسناد از قتاده روايت مىكند كه يك يهودى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت : « السام عليك » اصحاب جواب سلام دادند . حضرت فرمود : آيا
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 218 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو