و اين سخن به گوش پيغمبر ( ص ) رسيد ، فرمود : يهود دروغ مىگويند هر انسانى را خدا در شكم مادرش پديد مىآورد همانجا سعادت يا شقاوتش معلوم است و آيه نازل شد كه « خود را پاك وانمود نكنيد و تبرئه منماييد كه خدا به آنكس كه پرهيزگار بوده داناتر است » .
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى . . .
( آيهء 33 - 41 ) . به گفتهء ابن عباس و سدّى و كلبى و مسيّب بن شريك اين آيات دربارهء عثمان بن عفان نازل شد كه صدقه مىداد و در راه خير انفاق مىكرد . برادر رضاعيش عبد اللّه بن ابى سرح به دو گفت : اين چه كارى است كه مىكنى ، نزديك است كه بى چيز شوى . عثمان گفت : من گناهان و لغزشهايى دارم و با اين تصدق و انفاق رضاى خداى را مىطلبم و اميدوارم مرا عفو كند . عبد اللّه گفت : ناقهات را با جهازش به من ببخش ، من تمام گناهانت را به عهده مىگيرم . عثمان شتر به دو داد و شاهد گرفت ، و مدتى از صدقه دادن باز ايستاد تا آيات مورد بحث نازل شد و عثمان بيشتر و بهتر از قبل به صدقه دادن ادامه داد .
مجاهد و ابن زيد روايت كردهاند آيه دربارهء وليد بن مغيرة نازل شده كه به پيغمبر ( ص ) ايمان آورده بود يكى از مشركان وى را سرزنش نمود كه چرا دين پيران و سران را ترك كردى و آنان را گمراه و دوزخى مىدانى ؟ گفت از عذاب خدا بيمناكم . آن مشرك گفت : من ضامن عذاب خدا به جاى تو به شرط آنكه مالى به من بدهى . وليد به شرك باز گشت و با اين پندار كه آن مشرك عذاب وى را متحمل خواهد شد بخشى از آن مال را كه قرار شده بود به دو داد اما نسبت به بقيهء آن بخل ورزيد و نداد و آيات بدين مناسبت نازل گرديد كه « هيچ بار بردارى بار مسئوليت ديگرى را بر ندارد و هيچ انسانى را جز نتيجهء سعيش نرسد ، و اثر كوشش او به زودى ديده مىشود سپس جزاى كاملتر خواهد يافت » .
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى . . .
( آيهء 43 ) . محمد بن ابراهيم واعظ با اسناد از عايشه روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) بر جمعى گذشت كه مىخنديدند . فرمود اگر آنچه من مىدانم مىدانستيد بيشتر مىگريستيد و كمتر مىخنديديد . اما جبرئيل با آيهء بالا نازل گرديد و پيغمبر ( ص ) كه بيش از چهل قدم نرفته بود نزد آن گروه برگشت و فرمود خداى تعالى مىفرمايد : « هموست كه مىخنداند و مىگرياند » .