عمرو گفت : اگر خدا بخواهد چيزى را تغيير مىدهد « 1 » . و ابو سفيان گفت : من چيزى نمىگويم زيرا بيم دارم پروردگار آسمان خبرم را فاش سازد . و جبرئيل بر پيغمبر ( ص ) نازل شد و از حرفهاى آنان با خبرش كرد . حضرت احضارشان فرمود و پرسيد : چه گفتيد ؟ همه اقرار كردند . آيهء بالا در نهى و توبيخ ايشان در فخر ورزيدن بر نژاد و نسب و مال ، و سركوفت زدنشان بر فقرا نازل گرديد .
ابو حسان مزكى با اسناد از ابن ابى مليكه روايت مىكند كه چون روز فتح مكه بلال بر بام كعبه رفت ، بعضى گفتند : اى بندگان خدا آيا روا است اين بردهء سياه بالاى بام كعبه اذان بگويد ؟ و ديگرى جواب داد : اگر خدا راضى به اين كار نبود تغييرش مىداد .
يزيد بن شخير گويد : روزى رسول اللّه ( ص ) در يكى از بازارهاى مدينه مىگذشت غلام سياهى را ديد بر پا داشتهاند و دلالى حراجش مىكند و غلام مىگفت : هر كس مرا بخرد شرطى دارم . پرسيدند : آن شرط چيست ؟ غلام گفت : خريدار من مانع نشود كه من نماز پنجگانه را پشت سر پيغمبر ( ص ) بخوانم . و مردى با اين شرط خريدش .
پيغمبر ( ص ) در هر نماز واجب آن غلام را در مسجد مىديد ؛ تا روزى نديدش . از صاحبش پرسيد : غلام كجاست ؟ گفت يا رسول اللّه ( ص ) تب دارد . پيغمبر ( ص ) به اصحاب فرمود : برخيزيد به عيادتش برويم . اصحاب همراه پيغمبر ( ص ) روان شدند و از غلام عيادت كردند . چند روز بعد ، پيغمبر ( ص ) از صاحب غلام پرسيد : حالش چطور است ؟ گفت مرگش نزديك شده . حضرت برخاست و بر بالين غلام رفت كه در حال نزع بود ؟ و غلام همان دم جان سپرد ؛ و پيغمبر ( ص ) شخصا غسل و كفن و دفنش را انجام داد .
در دل اصحاب از آن كار انكارى پديد آمد . مهاجران با خود گفتند ما از خانمان و يار و ديار بريديم و هجرت كرديم و هيچ يك از ما در زندگى و مرگ و بيمارى ، اين لطف را كه غلام از حضرت ديد ، نديد . و انصار گفتند ما پناهش داديم و ياريش نموديم و اموال خويش را نثار كرديم اما بردهاى حبشى را بر ما ترجيح نهاد ، آيه بدين مناسبت نازل گرديد كه همهء شما فرزندان يك مادر و پدريد و برترى به تقوى است .
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا . . .
( آيهء 14 ) . اين آيه دربارهء اعراب بنى اسد ( بنى خزيمه ) نازل شد كه در خشكسالى به مدينة النبى آمده شهادتين بر زبان مىراندند و در باطن مؤمن نبودند و كوچههاى مدينه را به كثافات آلوده و قيمتها را گران كرده بودند و به رسول اللّه ( ص )
هامش
( 1 ) . در لباب النقول سيوطى آمده است كه اگر چيزى را نخواهد ، تغيير مىدهد . - م .