سورهء قمر
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . . .
( آيهء 1 - 2 ) . واحدى گويد ابو حليم عقيل بن محمد جرجانى روايت كرد و به من شفاها اجازهء روايت داد با اسناد از عبد اللّه كه گفت : به روزگار پيغمبر ( ص ) ماه منشق شد ، قريش گفتند اين سحر ابن ابى كبشه « 1 » است كه چشم بندى و جادويتان كرده . حقيقت را از مسافران بپرسيد ؛ و پرسيدند . مسافران نيز گفتند :
بله ، ديديم . و اين آيه نازل شد .
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ
- إلى -
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ . . .
( آيهء 47 - 49 ) . واحدى گويد ابو القاسم عبد الرحمن بن محمد سراج بر من روايت و املاء كرد با اسناد از ابو هريره كه قريش با پيغمبر ( ص ) بر سر قدر مجادله مىكردند . اين آيات نازل شد كه « ما هر چيز را به اندازه آفريديم » . مسلم نيز اين روايت را آورده است .
واحدى گويد گواه مىگيرم خدا را كه ابو الحارث محمد بن عبد الرحيم حافظ در گرگان به من روايت كرد كه گواه مىگيرم خدا را كه احمد بن محمد بن ابراهيم بزاز به من روايت كرد كه گواه مىگيرم خدا را كه از على بن حنبل شنيدم كه گفت گواه مىگيرم خدا را كه روايت كرد از ابو الحسن محمد بن احمد بن ابى در خراسان شنيدم كه گفت گواه مىگيرم خدا را از عبد اللّه بن صقر حافظ شنيدم كه گفت گواه مىگيرم خدا را از عفير بن معدان شنيدم كه گفت گواه مىگيرم خدا را از سليمان بن عامر شنيدم كه گفت گواه مىگيرم خدا را از ابو امامهء باهلى شنيدم كه گفت گواه مىگيرم خدا را از رسول اللّه ( ص ) كه آيات 47 - 49 سورهء قمر دربارهء « قدريه » « 2 » نازل شده است .
ابو بكر بن حارث با اسناد از عطاء روايت مىكند كه اسقف نجران نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت : يا محمد ( ص ) تو مىگويى معاصى به قدر است و آفرينش درياها و آسمانها
هامش
( 1 ) . ابن ابى كبشه جدّ مادرى پيغمبر ( ص ) است كه از پرستش خدايان متعدد سر باز زد و شايد مشركان از دو جهت به پيغمبر ( ص ) لقب ابن ابى كبشه مىدادند هم اشاره به جدّ مادرى او هم اينكه پرستش بتان را رد كرده است . - م .
( 2 ) . اين روايت به شيوهء منحصر به فرد در تأكيد مغلظّ كه عينا ترجمه شد ، برخورد و جدال شديد متكلمان و محدثان بر سر مسئله « قدر » در روزگار مؤلف نشان مىدهد كه هر گروه ، ديگرى را متهم به قدرى بودن مىكردند و از پيغمبر ( ص ) روايت مىآوردند كه « القدرية مجوس هذه الامة » . به نظر مترجم بسيار بعيد مىنمايد كه در زمان پيغمبر ( ص ) اصطلاح « قدريه » رايج بوده باشد .