مردمان برتر ما را دريابند .
ما برترين مردمانيم از هر گروه هر چند در سرزمين حجاز بزرگمنشان نباشند و اينكه چهار يك « 1 » غنايم هر جنگى در پست و بلند عربستان سهم ما است ( كه بزرگان عربيم ) .
پيغمبر ( ص ) به حسان اشاره فرمود كه برخيز و پاسخ ده حسان چنين سرود :
اى بنى دارم فخر نكنيد كه مفاخرهء شما هنگام ياد كرد بزرگوارىها ، و بال شما مىگردد مادرتان به عزايتان بنشيند ، آيا بر ما فخر مىكنيد ؟
در حالى كه شما بندگان ما بودهايد ، خدمتكار و دايه ! و بالاترين دستاورد بزرگ و رفعت شما همين بود كه هنگام بر شمردن بزرگان پشت سر ما به حساب مىآمديد .
و اكنون اگر براى حفظ مال و جانتان آمدهايد ، و اينكه در غنايم شريك شويد .
پس براى خدا انباز قائل مباشيد و مسلم و مطيع شويد و در حضور پيغمبر ( ص ) به « دارم » « 2 » فخر نكنيد و گر نه سوگند به پروردگار كعبه ، دستان ما با تيغهاى تيز بر سرتان فرود خواهد آمد .
راوى گويد در اين موقع اقرع بن حابس برخاست و گفت : محمد سرور است و نمىدانم موضوع اختلاف چيست ؟ خطيبشان بهتر از خطيب ما حرف زد و شاعرشان خوشتر از شاعر ما سخن سرايى كرد . آنگاه اقرع به پيغمبر ( ص ) نزديك شده گفت : اشهد ان لا إله الا اللّه . پيغمبر ( ص ) فرمود : آنچه پيش از اين واقع شد ( يا كيش پيشين تو ) ياور تو نبود . آنگاه به همهشان عطا و پوشاك داد . آنان در حضور پيغمبر ( ص ) با صداى بلند گفت و گوى زياد مىكردند آيهء 2 و 3 بدين مناسبت نازل گرديد .
هامش
( 1 ) . در جاهليت يك چهارم غنايم به رئيس قبيله مىرسيد ، اسلام خمس غنايم را به خدا و رسول اختصاص داد . - م .
( 2 ) . بنى دارم قبيلهاى از بنى تميم بودند كه اشراف آن محسوب مىشدند ( اعلام المنجد ) .