تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
آنگاه زبرقان جوانى ديگر از همراهان را به نام صدا كرد و گفت برخيز فضيلت خودت و قومت را بسراى . جوان برخاست و سه بيت زير را خواند : ما بزرگمنشانيم و هيچ طايفه‌اى را فخر بر ما نرسد كه سهم‌هاى اول از آن ماست و چهار يك غنايم در ميان ما قسمت مىشود ما در قحطىها مردمان را از گوشت چرب شتر تغذيه كرديم هنگامى كه به گوسفند گر يا بچه شترى نيز دسترسى نداشتند اگر به مقاومت بر آييم كسى بر ما تسلط نيابد و اگر به مفاخره برخيزيم از همگان برتريم . پيغمبر ( ص ) كس به دنبال حسان بن ثابت فرستاد . حسّان راه افتاد و پرسيد حضرت با من چه كار دارد ؟ من ساعتى پيش نزد او بودم . فرستاده پاسخ داد : بنى تميم خطيب و شاعر خود را براى مفاخره نزد پيغمبر ( ص ) آورده‌اند و به امور رسول اللّه ( ص ) ثابت بن قيس جواب خطيبشان را داد . سپس شاعرشان شعر خواند و پيغمبر ( ص ) ترا براى جواب شاعر ايشان فرا خوانده است . حسان ، حضور رسول اللّه ( ص ) رسيد و حضرت دستور داد جواب شاعر بنى تميم را بدهد . حسان بديهتا چنين سرود : ما على رغم بيابانگردان و شهر نشينان معد پيغمبر ( ص ) را يارى كرديم آنگاه كه خوار و خفيف بود مگر نه آن دم كه ورود بر آبشخور مرگ بر لشكريان روا شد ما در عطشگاه جنگ به گرداب مرگ فرو رفتيم و سر سلحشوران را كوبيديم . آرى ما منش پيروزمندان نسل غسان را داريم و اگر از خدا آزرم نمىداشتيم ، منت گذارانه ، از مردم شرق و غرب مبارز مىطلبيديم ما زندگان‌مان بهترين ريگ نور دانند و مردگانمان بهترين در خاك آرميدگان . راوى گويد : سپس اقرع بن حابس برخاست و گفت : اما من به خدا براى كارى كه اينها آمده‌اند نيامده‌ام ، شعرى سروده‌ام بشنويد . حضرت فرمود : بخوان او چنين خواند : ما نزد تو آمده‌ايم تا آنگاه كه از بزرگوارىهاى خويش ياد و فخر مىكنيم