تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
را به سبب دورى راه ، معاشرت اصحاب تو ممكن نيست . آيهء بالا در پاسخ نازل شد و پيغمبر ( ص ) برايشان قرائت فرمود . خشنود شدند و گفتند ما را دوستى خدا و رسولش و مؤمنين بس است . كلبى نظير اين روايت را مىآورد و مىافزايد : آيه دربارهء على ( ع ) نازل گرديده كه در حال ركوع نماز انگشتريش را به سائل بخشيد . ابو بكر تميمى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه عبد اللّه بن سلام با ياران مسلمان شده‌اش نزد پيغمبر ( ص ) آمده گفتند يا رسول اللّه ( ص ) راه ما دور است و مجلس و سخنگويى نداريم ، و قوم ما ، ما را به سبب مسلمان شدن از خود رانده و قسم خورده‌اند كه با ما ننشينند و سخن نگويند و از ما زن نگيرند و ندهند ؛ و اين بر ما سخت است . پيغمبر ( ص ) فرمود :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا »
، سپس پيغمبر ( ص ) به سوى مسجد رفت و مردم در حال نماز بودند ، برخى در قيام و برخى در ركوع . حضرت سائلى را ديد از وى پرسيد آيا كسى به تو چيزى داد ؟ گفت : بلى اين انگشترى طلا را به من دادند . سؤال فرمود : چه كسى داد ؟ سائل گفت : آن كه ايستاده است ؛ و با دست به على بن ابى طالب ( ع ) اشاره كرد . پيغمبر ( ص ) پرسيد در چه حالتى بود ؟ سائل گفت : در حال ركوع . پيغمبر ( ص ) تكبير بر كشيد و آيهء بعد را هم قرائت فرمود :
وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً . . .
( آيهء 57 ) . ابن عباس گويد : رفاعة بن زيد و سويد بن حارث كه اظهار مسلمانى كرده بودند ، منافق شناخته شدند و بعضى مسلمانان با ايشان دوستى مىكردند . آيهء بالا ( در نهى دوستى ايشان ) نازل گرديد .
وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً . . .
( آيهء 58 ) . كلبى گويد : چون مؤذن رسول اللّه ( ص ) به نماز فرا مىخواند و مسلمانان به نماز حاضر مىشدند يهود مىگفتند برخيزيد محض ريشخند و تفريح به نماز برويم و ركوع كنيم . آيه بدين مناسبت نازل گرديد . سدّى گويد : آيهء بالا دربارهء يكى از مسيحيان مدينه نازل شد كه چون صداى مؤذن بر مىخاست و شهادت به رسالت محمد ( ص ) مىداد ، اين مىگفت : « دروغگو آتش بگيرد » . تا شبى در حالى كه خودش و خانواده‌اش در خواب بودند ، از دست خادمش شراره‌اى جست و خانه آتش گرفت و همگى سوختند . به گفتهء مفسران ديگر وقتى كفار ( اهل كتاب ) صداى اذان شنيدند ، نزد پيغمبر ( ص ) و اصحاب آمده گفتند : يا محمد چيز