چون كه بىرنگى اسير رنگ شد * موسى با موسى در جنگ شد
فصل اوّل در بيان آنكه ملك نمودار ملكوت است و ملكوت نمودار جبروت
( 3 ) بدانكه ملك نمودار ملكوت است و ملكوت نمودار جبروت است ، تا از ملك استدلال كنند به ملكوت ، و از ملكوت استدلال كنند به جبروت . و اگر گويند كه ملك آيينهء ملكوت است ، و ملكوت آيينهء جبروت است ، هم راست باشد ، از جهت آنكه جبروت در ملكوت جمال خود را مىبيند ، و ملكوت در ملك هم جمال خود را مىبيند ، از جهت آنكه هر چيز كه در جبروت پوشيده و مجمل بودند ، در ملكوت مفصل گشتند و در ملكوت ظاهر شدند . و ازين جهت جبروت را ليلة القدر و ليلة الجمعة مىگويند ، و ملك را يوم القيامة و يوم الجمعة و يوم البعث مىخوانند :
« فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ . »
سخن امام جعفر صادق است - عليه السلام :
« انّ اللّه تعالى خلق الملك على مثال ملكوته و اسّس ملكوته على مثال جبروته ليستدلّ بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته »
. ( 4 ) اى درويش ! تقدير موجودات جمله در عالم جبروت كردند ، و كمّيت و كيفيّت هر چيز در عالم جبروت معيّن گردانيدند :
« وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ »
. آن جمله كه در عالم جبروت مقدّر و معيّن گردانيده بودند ، مجمل و پوشيده بودند ، اكنون در عالم ملكوت و عالم ملك مفصل گشتند و ظاهر شدند ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل آمدند ، و از عالم قوّت به عالم فعل رسيدند .
فصل دوّم در بيان روابط اين عالمها با يكديگر
( 5 ) اى درويش ! اگر كسى سؤال كند كه ذات خدا را كه مبدأ اوّل است 370 ، و عالم جبروت را كه عالم ماهيّات است ، و عالم ملكوت را كه عالم معقولات است ، و عالم ملك را كه عالم محسوسات است با يكديگر چون مىبايد دانست . جواب اين سؤال بهغايت مشكل است ، امّا جواب مىبايد گفت . و اگر مىخواهى كه بدانى كه مشكل است ، اشارتى بكنم . نامحدود و نامتناهى را موجود دانستن ، و چيزى ديگر را هم با او موجود