تغيير و تبديل ايمناند ، و هيچ نعمتى برابر امن نيست . اصل موجودات ماهيّاتاند ؛ اين وجود خارجى صفتى است از صفات ماهيّات . سخن دراز شد و از مقصود دور افتادم .
فصل دوّم در بيان استعداد ماهيّات 362
( 6 ) بدانكه ماهيّات غير آدميان هريكى استعداد كارى دارند . چون در خارج موجود مىشوند ، هريك به كار خود مشغول مىشوند ، و هريك نقش خود را قبول مىكنند . و هريك كار خود مىتوانند كرد ، و هيچيك كار يكديگر نمىتوانند كرد . و ماهيّات آدميان هريك استعداد كارها دارند ، و هريك استعداد نقشها دارند . چون در خارج موجود مىشوند ، هريك به واسطهء پدر و مادر و به واسطهء همصحبتان نقشى قبول مىكنند و به كارى مشغول مىشوند :
« كلّ مولود يولد على فطرته فابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه . »
و آدميان كه بعضى زيرك و بعضى احمق و بعضى سعيد و بعضى شقى و بعضى عالىهمّت ، و بعضى خسيس همّت ، و بعضى با دولت ، و بعضى با محنت ، و بعضى سخى ، و بعضى بخيل ، و بعضى توانگر ، و بعضى درويش مىافتند ، اينها نه از ماهيّاتاند . و اينها و مانند اينها اثر ازمنه اربعهاند ، و از اتفاقات حسنه و از اتفاقات سيئهاند . و ماهيّات تا مادام كه در خارج وجود ندارند ، جمله كلّى ، و جمله مطلقاند ، و جمله مجرّداند از لواحق . و چون در خارج موجود مىشوند ، جمله مقيّد و جمله با لواحقاند ؛ و كلّى را در خارج وجود نباشد الا در وجود جزوى . و ماهيّات پيش از وجود خارجى و بعد از وجود خارجى معلوم خداىاند ، و خداى تعالى بر جمله محيط است . پيش از وجود جمله را مىداند ، و مىداند كه چون موجود شوند از هريكى چه كار آيد . و چون موجود شدند ، آنچه در ايشان دانسته است مىبيند . 363
فصل سوّم در بيان اقسام موجود و اقسام معدوم
( 7 ) بدانكه موجودات چهار قسم است : موجود ذهنى ، و موجود خارجى ، و موجود لفظى ، و موجود كتابتى . و چون موجود چهار قسم آمد ، معدوم هم چهار قسم باشد ، از جهت آنكه معدوم در مقابله موجود است . چون اقسام موجود و اقسام معدوم را