تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
اوّل حىّ بالحياة ، و عالم بالعلم ، و مريد بالارادة . و قادر بالقدرة . و سميع بالسمع ، و بصير بالبصر ، و متكلّم بالكلام است . ( 11 ) اى درويش ! تمامت موجودات مظاهر صفات خداىاند . جوهر اوّل مظهر صفات ذات خداى است ، همچون حيات ، و علم ، و قدرت ، و ارادت . و سمع ، و بصر ، و كلام . عقول ، و نفوس و طبايع ، و افلاك ، و انجم ، و عناصر مظاهر صفات افعال‌اند ، همچون ايجاد و اعدام ، و احيا و اماتت . و اعزاز ، و اذلال ، و قبض ، و بسط ، و مانند اين . ( 12 ) اى درويش ! 365 صفات ذات هفت بيش نيست ، امّا صفات افعال بسياراند . چند نوبت گفته شد كه نزول در مفردات است و عروج در مركّبات . جوهر اوّل مظهر صفات ذات است . و مفردات مظهر صفات افعال آمدند . نزول تمام شد ، و عروج هم در مقابلهء نزول باشد : معادن و نباتات و حيوانات مظاهر صفات افعال‌اند . و انسان كامل مظهر صفات ذات است . عروج تمام شد . نزول در مفردات ، و عروج تمام شد ، نزول در مفردات ، و در مركّبات است . مركّبات چون به‌جايى برسند كه مظهر صفات ذات شوند ، عروج تمام شود ، از جهت آنكه چون مظهر صفات ذات شدند ، به جوهر اوّل رسيدند و دايره تمام كردند . دايره چون به اوّل خود رسيد ، تمام شد ، و عروج تمام گشت . ( 13 ) اى درويش ! اين نزول و عروج مىبايست تا تمامت صفات و اسامى خداى ظاهر شوند ، و تمامت افعال و حكمت‌هاى خدا پيدا آيند ، از جهت آنكه افعالى كه از مفردات ظاهر مىشوند ، از مركّبات ظاهر نمىشوند ، و افعالى كه از مركّبات پيدا مىآيند ، از مفردات پيدا نمىآيند :
« وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » *
366 ؛ و حكمت‌هايى كه در خزاين مفردات مخزون‌اند ، در خزاين مركّبات نيستند ؛ و حكمت‌هايى كه در خزاين مركّبات مخزون‌اند ، در خزاين مفردات نيستند :
« وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. ( 14 ) اى درويش ! در آن‌وقت كه در خدمت شيخ المشايخ شيخ سعد الدين حموى بودم و در سايهء تربيت وى مىباشيدم ، شيخ فرمود كه جوهر اوّل مظهر صفات خداى است . و شيخ اين مقدار پيش نفرموده است ، و مرا عجب مىآمد و به دشوارى قبول مىكردم ، و اين ساعت معلوم شد كه افراد موجودات جمله به يك‌بار مظاهر صفات خداىاند . و آن عزيز ديگر گفته است كه اگرچه خداى تعالى آفريدگار موجودات است ، امّا بعضى چيزها چنان است ، كه به سعى آدمى تمام مىشود تا دست آدمى پاى در ميان نمىآرد ، و بعضى چيزها در وجود نمىآيند . اگرچه اين سخن را فهم مىكرديم ، امّا