از سيصدتنان كم مىشوند تا هر سيصد تمام شوند . آنگاه از چهلتنان كم مىشوند تا هر چهل تمام شوند . آنگاه از هفتتنان كم مىشوند تا هر هفت تمام شوند . آنگاه از پنجتنان كم شوند تا هر پنج تمام شوند . آنگاه از سه تنان كم شوند تا هر سه تمام شوند .
آنگاه قطب تنها باشد . چون قطب ازين عالم برود و ديگرى نباشد كه بهجاى وى نشيند ، عالم برافتد .
فصل پنجم در بيان چگونگى اوليا
( 12 ) بدانكه اين هر سيصد و پنجاه و شش كس دانا و مقرّب و صاحب كرامت و صاحب همّت و صاحب قدرت و مستجابالدعوةاند . همّت ايشان اثرها دارد و دعاى ايشان اثرها دارد از جهت آنكه هر چيزى كه از خداى مىخواهند 319 ، خداى تعالى به ايشان مىدهد :
« ربّ اشعث اغبر ذى طمرين لو اقسم على اللّه الا برّه »
. كرامت و قدر ايشان چنان است كه خاك و آب و هوا و آتش و صحرا و كوه مانع نظر ايشان نمىشوند و اگر در مشرقاند ، اهل مغرب را مىبينند و سخن ايشان مىشنوند ، و اگر در مغرباند ، اهل مشرق را مىبيند و سخن ايشان مىشنوند ، و اگر مىخواهند كه از مشرق به مغرب روند ، در يك ساعت مىروند . بر و بحر و كوه و دشت ايشان را يكسان است ، و آب و آتش ايشان را برابر است ، و مانند اين كرامت و قدرت ايشان بسيار است ، و اگرچه هر سيصد و پنجاه و شش كس دانا و مقرّب و صاحب همّت و صاحب قدرت و مستجابالدعواةاند امّا قطب از همه داناتر و مقرّبتر است ، و قدرت و همّت وى بيشتر است ، و هركدام كه به قطب نزديكتر است ، داناتر و مقربتر است .
( 13 ) اى درويش ! هركدام مرتبه كه بالاتر است 320 ، فرود خود را بشناسد ، امّا هركدام مرتبه كه فرودتر است ، بالاى خود را نشناسد .
( 14 ) اى درويش ! اين معنى حديث بود كه گفتيم ، و به فهم سالكان اينچنين تقرير نزديكتر است امّا لفظ حديث چنان است كه سيصدتنان بر دل آدماند ، و چهلتنان بر دل موسىاند ، و هفتتنان بر دل عيسىاند ، و پنجتنان بر دل جبرئيلاند ، و سه تنان بر دل ميكائيلاند ، و يكى بر دل اسرافيل است . و اين سيصد و پنجاه و شش كس در تمامت عالم منتشراند ، تا بركهء قدم و نظر ايشان به همهء عالم برسد ، اما مردم ايشان را