تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
روحه - برسيدم ، در نبى و ولى اين بحث هم مىكردند . و اكنون بعد از وفات وى اصحاب وى اين بحث هم مىكنند . تا سخن دراز نشود ، و از مقصود بازنمانيم ! ( 7 ) اى درويش ! اين سخن مشكل نيست . چون معنى ولى را دانستى و معنى نبى را دريافتى ، و كار هريك را شناختى ، بايد كه اين سخن بر تو پوشيده نماند . و اگر فهم نكردى ، روشن‌تر ازين بگويم . ( 8 ) بدانكه مقربان حضرت خدا دو طايفه‌اند . چون به حضرت خدا رسيدند . و مقرّب شدند ، و ملازم حضرت او گشتند ، و با خداى آرام گرفتند . بعضى در مشاهده و بعضى در معاينه ، و اين‌ها اوليااند . و خداى تعالى بعضى از مقرّبان را به خلق فرستاد تا سخن خداى به خلق رسانند . و اين‌ها انبيااند .

فصل چهارم در بيان طبقات اوليا

( 9 ) بدانكه اولياى خدا در عالم سيصد و پنجاه و شش كس‌اند ، و اين سيصد و پنجاه و شش كس هميشه در عالم بوده‌اند ، چون از ايشان يكى از عالم مىرود ، يكى ديگر به‌جاى وى مىنشانند ، تا از اين سيصد و پنجاه و شش 318 كس كم نشود . و اين سيصد و پنجاه و شش كس هميشه مقيم درگاه خداىاند و ملازم حضرت وىاند . آرام ايشان به ذكر وى است ، و دانش ايشان به مشاهده وى است ، و ذوق ايشان به لقاى وى است . و اين سيصد و پنجاه و شش كس طبقات دارند ، شش طبقه‌اند : سيصدتنان ، و چهل‌تنان ، و هفت‌تنان ، و پنج‌تنان ، و سه‌تنان و يكى . اين يكى قطب است و عالم به بركت وجود مبارك او برقرار است . چون وى ازين عالم برود ، و ديگرى نباشد كه به جاى وى نشيند ، عالم برافتد . ( 10 ) اى درويش ! اين قطب چون ازين عالم مىرود ، يكى از سه تنان به‌جاى وى مىنشانند ، و يكى از پنج‌تنان به مقام سه تنان مىآرند ، و يكى از هفت‌تنان به مقام پنج‌تنان مىآرند ، و يكى از چهل‌تنان به مقام هفت‌تنان مىآرند ، و يكى از سيصدتنان به مقام چهل‌تنان مىآرند ، و يكى از تمامت روى زمين به مقام سيصدتنان مىآرند ، تا ازين سيصد و پنجاه و شش عدد هميشه در عالم باشند و كم نشوند . ( 11 ) اى درويش ! چون آخر زمان شود ، بيش از روى زمين در سيصدتنان نيارند .
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 317 | عزيز الدين النسفي / ماريژان موله / دهشيرى