كه اين چهارچيز به كمال رسانيد ، او انسان كامل است .
( 24 ) اى درويش ! بعضى استعداد را خاصيّت نام نهادهاند . و مىگويند كه آدمى هر يك خاصيّتى دارند ، چنانكه يكى شعر مىگويد و ديگران نمىتوانند گفت ، و يكى شعر خوب مىخواند و ديگران نمىتوانند خواند ، و يكى انديشههاى راست مىكند ، و ديگران نمىتوانند كرد ، و يكى تحصيل علم و يكى تحصيل مال مىكند و ديگران نمىتوانند كرد ، و مانند اين جمله را خاصيّت نام نهادهاند . و شكّ نيست كه اين جمله به استعداد است ، هريك استعداد چيزى دارند ، و آن استعداد را با خود آوردهاند ، و استعداد جمله كسبى نيست ، استعداد جمله به خاصيّت ازمنهء اربعه است . و استعداد اگرچه كسبى نيست امّا استعداد به تربيت و پرورش زيادت شود ، و اگر تربيت و پرورش نيابد كم شود . چنانكه يكى استعداد آن دارد كه خواب راست بسيار بيند ، و يكى استعداد آن دارد كه در بيدارى اندرون وى عكس چيزها زود قبول مىكند ، چنانكه هركس كه به نزديك وى آيد و آنكس را چيزى در خاطر باشد ، يا در خاطر آيد 267 ، در حال عكس آن در اندرون وى پيدا آيد . اين دو كس مىتوانند كه اين استعداد را به رياضات و مجاهدات بهجايى رسانند كه هر چيز كه از عالم غيب روانه شود تا به اين عالم شهادت آيد ، پيش از آنكه به اين عالم شهادت رسد ، اين دو كس را از آن حال خبر شود ، و عكس آن چيز كه مىآيد در اندرون ايشان پيدا آيد . و آن عكس اگر در خواب پيدا آيد ، نامش راست است ؛ و اگر در بيدارى پيدا آيد ، نامش الهام است .
( 25 ) اى درويش ! اگرچه هر فردى از افراد موجودات مظهر صفت اين نور است ، امّا دو مظهر بهغايت قوى افتادهاند ، يكى انسان كبير و يكى انسان صغير . انسان كبير مظهر قدرت است و انسان صغير مظهر علم است ، يعنى افلاك و انجم و عناصر مظهر قدرتاند و انسان كامل مظهر علم است . و از اينجاست كه عالميان درين عالم آنچنان مىتوانند بود كه اقتضاهاى گنبد خضراست .
( 26 ) اى درويش ! گنبد خضرا لوح محفوظ و كتاب خداست ، هرچه در كتاب خدا نوشته است ، قضاى خداست و درين عالم آن ظاهر مىشود كه در كتاب خدا نوشته است .
فصل چهارم در بيان تناسب
( 27 ) اى درويش ! چون دانستى كه يك نور است كه جان عالم است و عالم مالامال