ساحل وجود آيد ، پيش از آنكه به ساحل وجود رسد ، عكس آن بر دل سالك پيدا آيد .
( 15 ) اى درويش ! چندين گاه است كه مىشنوى كه درياى محيط آيينهء گيتىنماى نهادهاند تا هر چيز كه در آن دريا روانه شود ، پيش از آنكه به ايشان رسد ، عكس آن چيز در آيينهء گيتىنماى پيدا آيد ، و نمىدانى كه آن آيينه چيست ، و آن درياى محيط كدام است . و بهغير سالكان هم قومى هستند كه دلهاى ايشان خود ساده و بىنقش افتاده است ، بر دلهاى ايشان هم پيدا آيد . و بعضى مىگويند كه بر دلهاى حيوانات هم پيدا مىآيد . هر بلايى و عطايى كه به اين عالم مىآيد ، پيش از آنكه به اين عالم مىرسد ، بعضى از حيوانات را از آن حال خبر مىشود ، و آن حيوانات خبر به مردم مىدهند .
بعضى مردم فهم مىكنند و بعضى فهم نمىكنند . هرچند مىخواهم كه سخن دراز نشود ، 196 بىاختيار من دراز مىشود .
( 16 ) اى درويش ! بعضى از سالكان باشند كه آيينهء دل ايشان را با اهل جبروت مناسبت پيدا نيايد ، از جهت آنكه اهل جبروت بهغايت پاك و صافى و ساده و بىنقشاند ، اما آيينهء دل ايشان را با عقول و نفوس سماوى پيدا آيد بعضى را با بعضى ، و عقول و نفوس سماوى را با اهل جبروت مناسبت هست ، و عكس عالم جبروت اول در عقول و نفوس سماوى پيدا آيد ؛ آنگاه در دل سالك پيدا آيد . ديگر آنكه كليد خزاين جبروت پيش عقول و نفوس سماوى ظاهر مىشود . چون كليد ظاهر شود ، دانند كه كدام خزينه را درگشايند ، پس هر نقش كه در عقول و نفوس سماوى پيدا آيد ، عكس آن نقش بر دلهاى سالكان كه با هريكى مناسبت دارند هم پيدا آيد . و اين معنى بسيار كس را در خواب باشد ، امّا در بيدارى اندك بود .
( 17 ) اى درويش ! اين ظهور نقش به كفر و اسلام تعلّق ندارد ، و به علم و جهل هم تعلّق ندارد . و ظهور نقش به دل ساده و بىنقش تعلّق دارد . اين معنى در كامل و ناقص پيدا آيد ، و در خيّر و شرير هم پيدا آيد . اگر در خيّر پيدا آيد ، خير وى زياده شود .
بسيار كس به واسطهء وى سود كنند . و اگر در شرير پيدا آيد ، شرّ وى زياده شود ، و بسيار كس به واسطهء وى زيان كنند .
( 18 ) 14 اى درويش ! هرچند مىخواهم كه سخن بلند نشود ، و بهقدر فهم اصحاب باشد ، اما بىاختيار من بلند مىشود و بيرون از مقام اصحاب سخن گفته مىشود ، از
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٢٠٩