جهت آنكه قرآن بحرى بىپايان است .
« انّ اللّه تعالى انزل القرآن على عشرة ابطن »
. نحوى و لغوى و فقيه و محدّث و مفسّر جمله در بطن اولاند و از بطن دوم خبر ندارند ، و اين وجود بهغايت با عظمت و پرحكمت است ، ملك و ملكوت و جبروت هريك بحرىاند ، و در هر بحرى چندين هزار جواهر است ، و در هر جوهرى چندين حكمت 197 است ، و محمّد رسول اللّه - صلى اللّه عليه و سلّم - درين هر سه بحر هميشه غوّاص بود .
هرچند كه غوص زيادت مىكرد ، بر احوال درياها و بر حكمتهاى جواهر اطلاع بيش مىيافت ، و مقام وى زيادت مىشد ، و قرآن بهقدر مقام وى نزول مىشد . مىخواستم كه درين رساله بحث ملك و ملكوت و جبروت را تمام كنم ، و نتوانستم كرد . باشد كه درين رساله كه مىآيد تمام كنم .
فصل سوّم در بيان نصيحت
( 19 ) بدانكه احوال عالم بر يك حال نمىماند ، هميشه در گردش است ، هر زمانى صورتى مىگيرد ، و هر زمانى نقشى پيدا مىآيد . صورت اول هنوز هم تمام نشده ، و استقامت نيافته كه صورت ديگر آيد ، و آن صورت اوّل را محو مىگرداند .
( 20 ) اى درويش ! به عينه به موج دريا مىماند ، يا خود موج درياست . و عاقل هرگز بر موج دريا عمارت نسازد ، و نيّت اقامت نكند ، و به يقين بدانكه مسافرانيم ، و احوال عالم هم مسافر است . اگر دولت است مىگذرد ، و اگر محنت است ، مىگذرد . پس اگر دولت دارى ، اعتماد بر دولت مكن ، كه معلوم نيست كه ساعت ديگر چون باشد ؛ و اگر محنت دارى ، دلتنگ مشو ، كه معلوم نيست كه ساعت ديگر چون باشد . و دربند آن باش كه راحت مىرسانى و آزار نرسانى . و الحمد للّه رب العالمين .
تمام شد رسالهء دوازدهم