بىپايان و بىكران . عالم ملك به اين عظمت در جنب عالم ملكوت 191 مانند قطره و بحر است ، و علم ملكوت به اين عظمت در جنب عالم جبروت مانند قطره و بحر است ، و عالم جبروت به اين عظمت پر از خلقان است ، و آن خلقان بىحساب و بىشماراند ، و آن خلقان را خبر نيست كه بهغير زمين و آسمان ايشان زمينى و آسمانى ديگر هست ؛ و آن خلقان را خبر نيست كه درين زمين آدم و ابليس بوده است ، و آن خلقان را خبر نيست كه كسى عصيان خداى تعالى تواند كرد .
( 4 ) اى درويش ! آن خلقان هريك كارى دارند ، و هريك كار خود مىتوانند كرد ، و كار ديگران نمىتوانند كرد . ماهيت گرگ هرگز ماهيّت گوسفند نشود و گوسفندى نتواند كرد ، و ماهيّت گوسفند هرگز ماهيّت گرگ نشود و گرگى نتواند كرد . و در جمله چيزها همچنين مىدان .
( 5 ) اى درويش ! ماهيّت گرگ صفتى دارد ، و ماهيّت گوسفند صفتى دارد ، و صفات و ماهيّات هرگز ديگرگون نشود و مبدّل نگردد . آنچنانكه با خود بيارند ، همچنان با خود ببرند . اما صفات نفس و صفات جسم ديگرگون شوند و مبدّل گردند و دعوت انبيا و تربيت اوليا از براى اين است كه صفات نفس و جسم ديگرگون مىگردند و مبدّل مىشوند . و اين سخن تو را جز به مثالى معلوم نشوند . بدانكه آزاررسانيدن و درندگى كردن و بىامنى از وى صفات ماهيّت گرگ است ، و اين صفات هرگز ديگرگون نشوند و مبدّل نگردند ، يعنى تا گرگ بود . چنين باشد . و آزارنارسيدن ، و به سلامت بودن ، و امن از وى صفات ماهيّت گوسفند است 192 ، و اين صفات هرگز ديگرگون نشوند و مبدّل نگردند ، يعنى تا گوسفند باشد ، چنين بود . و گرگ صفاتى ديگر دارد ، و گوسفند هم صفاتى ديگر دارد ، و آن صفات ديگرگون مىشوند و مبدّل مىگردند . آن صفات كه صفات ماهيّت گرگ و گوسفند است ، آن صفات بعضى صفات نفس و بعضى صفات جسم گرگ و گوسفند است ؛ مثلا گرگ وحشى است و از مردم مىگريزد ، و گوسفند وحشى نيست و از مردم نمىگريزد ، اين صفت گرگ و گوسفند صفت نفس ايشان است ، و نفس همه كس و همه چيز عادتپذير است . آنچنانكه ايشان را بدارند آنچنان عادت كنند « الخير عادة و الشر عادة و النفس معتادة » . اگر خواهند كه گرگ وحشى نماند ، و گوسفند وحشى شود ، آسان باشد . و صفات جسم خود ظاهر است .
( 6 ) اى درويش ! اينچنين كه در گرگ و گوسفند دانستى ، در جملهء حيوانات همچنين
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٢٠٦