بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين و العاقبة للمتّقين ، و الصلاة و السلام على انبيائه و اوليائه خير خلقه ، و على آلهم و اصحابهم الطيّبين الطاهرين .
( 1 ) امّا بعد ، چنين گويد اضعف ضعفا و خادم فقرا ، عزيز بن محمّد النسفى ، كه چون جلد اوّل اين كتاب را بنوشتم ، و آن ده رساله را كه عوامّ و خواص را از آن نصيب است تمام كردم ، جماعت درويشان - كثّرهم اللّه - ازين بيچاره درخواست كردند ، كه مىبايد كه در بيان عالم ملك و عالم ملكوت و عالم جبروت رسالهئى جمع كنيد . درخواست ايشان را اجابت كردم و از خداوند تعالى مدد و يارى خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انّه على ما يشاء قدير و بالاجابة جدير » .
( 2 ) اى درويش ! 179 قاعده و قانون سخنان آن جلد اوّل ديگر بود و قاعده و قانون سخنان اين جلد دوم ديگر است . هريك از طورىاند ، دور از يكديگراند .
فصل اوّل در بيان عالم
( 3 ) بدان - اعزّك اللّه فى الدارين - كه عالم اسم جواهر و اعراض است . مجموع جواهر و اعراض را عالم گويند . و هر نوعى از انواع جواهر و اعراض را هم عالم گويند .
چون معنى عالم را دانستى ، اكنون بدانكه عالم 180 كه موجود است وجودى خارجى دارد در