سخناند ، هريك مىگويند كه ما چه چيزيم ، و حكمت در آفرينش ما چيست . زبان همه را فهم مىكند ، و حكمت همه را درمىيابد ، و از دريافتن حكمت در لذّت و راحت مىباشد . اين سليمان چون لذت بوى خوش يا لذت جمال خوب آرزو كند ، مشام بر هر چيز كه نهد ، از همه چيزها بوى خدا مىشنود ، و نظر بر هر چيز كه اندازد ، در همه چيزها جمال خدا مىبيند . و چون لذت صحبت آرزو كند ، جمله افراد موجودات هريك كوشكها و خيمههااند و درين كوشكها و خيمهها حوران و پردگياناند ، و هيچكس در ايشان نرسيده است ، جمله بكرند . و درين كوشكها و خيمهها جز سليمان را راه نيست . اين سليمان درين كوشكها و خيمهها رود و دست در گردن حوران و پردگيان آرد ، و از صحبت ايشان در لذّت و راحت باشد . لذّتى باشد كه در آن لذّت پشيمانى و افسردگى نباشد ؛ هرچند صحبت بيشتر كند ، لذت بيشتر يابد ، و از آن صحبت دختران و غلامان بهشتى زايند .
( 24 ) اى درويش ! آن كوشكها و خيمهها بعضى وجود خارجى و بعضى وجود ذهنى و بعضى وجود لفظى و بعضى وجود كتابتى دارند . وجود كتابتى خيام مشكين باشد چنانكه خيام مشكين كه من درين صحراى كافورى زدهام .
( 25 ) اى درويش ! 178 اين سه رساله را در اصفهان جمع كردم و نوشتم . تمام شد رسالهء دهم . يك جلد تمام شد ، و درين يك جلد ده رساله نوشته شد . و الحمد للّه رب العالمين .
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص١٩٢