باشد ، و سليمان مسخّر و منقاد ايشان شود ، پس سليمان اسير سگ و خوك باشد ، و بندهء ديو و شيطان بود . همه روز خدمت ايشان بايد كرد ، و آرزوهاى ايشان به دست بايد آورد ، و در دست ديو عاجز و بيچاره فروماند ، و ديو به روى قادر و مستولى شود ، و ديو بر تخت بنشيند ، و سليمان پيش تخت وى بر پاى بايستد ، و كمر خدمت بر ميان بندد ، 176 و جمله اخلاق خدا در وى پوشيده و ناپيدا گردد ، و جمله اخلاق ديوى در وى ظاهر و پيدا شود .
( 19 ) اى درويش ! اينچنين كس اگر صورت آدمى دارد ، اما به معنى ديو و شيطان بود يا سگ و خوك باشد . و حيفى عظيم باشد كه ديو بر تخت نشيند و سليمان در پيش تخت به خدمت ديو بايستد .
فصل پنجم در بيان نمودار جنّت و دوزخ
( 20 ) هر لذّت و راحت كه فردا در بهشت خواهد بود ، نمودار آن امروز در آدمى هست ؛ و هر رنج و عذاب كه فردا در دوزخ خواهد بود ، نمودار اين امروز در آدمى هست .
( 21 ) بدانكه طعام و شراب هر چيز سزاوار آن چيز باشد ، و لذّت و راحت هر چيزى در چيزى باشد كه مناسب حال آن چيز بود ؛ چنانكه لذّت و راحت عقل در دانستن و آموختن علم و حكمت است ، و لذّت و راحت جسم در غذاهاى بدنى است و كردن شهوتهاى جسمانى است . هر چيز كه ملكوتى است ، لذّت و راحت وى در چيزهاى ملكوتى است ، و هر چيز كه ملكى است ، لذّت و راحت وى در چيزهاى ملكى است .
( 22 ) چون اين مقدّمات را معلوم كردى ، اكنون بدانكه جسم را طعام و شراب جسمى و حوران و غلمان صورى هستند ؛ و عقل را طعام عقلى و حوران و غلمان معنوى هم هستند يعنى عقل كه سليمان است زبان مرغان مىداند 177 و جمله با وى در سخناناند ، زبان همه را فهم مىكند ، و حكمت خدا را در همه درمىيابد ، و به اين سبب در لذّت و راحت مىباشد .
( 23 ) اى درويش ! هر فردى از افراد موجودات مرغىاند جمله به اين سليمان در