تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
چون آن كار تمام كند ، باز به حضرت خدا خواهد بازگشت . « منه بدأ و اليه يعود » . اين است بيان افعال خدا . ( 6 ) اى درويش ! چون افعال خداى را در عالم كبير دانستى ، افعال خليفهء خداى را در عالم صغير هم بدان ! بدانكه در عالم صغير عقل خليفهء خداى است ، و روح نفسانى عرش خليفهء خداى است ، و روح حيوانى كرسى خليفهء خداى است ، و هفت اعضاى اندرونى هفت‌آسمان است ، و هفت اعضاى بيرونى هفت اقليم است . ( 7 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه چون خليفهء خدا خواهد كه كارى كند و چيزى پيدا آورد 170 ، اول صورت آن چيز در عقل پيدا آيد و از عقل به روح نفسانى آيد كه عرش است ، و از روح نفسانى به روح حيوانى آيد كه كرسى است ، و از روح حيوانى در شرايين آويزد ، و بر هفت اعضاى اندرونى گذر كند كه هفت آسمان‌اند ، و با قواى اعضاى اندرونى همراه شود ، و به بيرون آيد . اگر از راه دست بيرون آيد ، دست استقبال آن مسافر غيبى كند كه از حضرت خليفهء خدا مىآيد . و مركبى از اركان چهارگانه ، و آن زاج و مازو و صمغ و دوده است مناسب حال آن مسافر غيبى پيشكش كند ، تا آن مسافر غيبى برآن مركب سوار شود و در عالم شهادت موجود گردد ، چون در عالم شهادت موجود شد ، آن چيز كه دانستهء خليفهء خدا بود ، كردهء خليفهء خدا آمد ، يعنى نوشتهء خليفهء خدا گشت . ( 8 ) اى درويش ! حضرت خداى تعالى ، هر كارى كه كند اوّل خود مىكند ، و بىوسايط ، و بىمادّه ، و بىدست افراز ؛ آنگاه صورت آن چيز برين وسايط گذر مىكند و به اين عالم سفلى مىآيد ، و در عالم شهادت موجود مىشود . صورت اوّل وجود علم است ، و صورت دوّم وجود غيبى است . همچنين خليفهء خدا هر چيزى كه مىنويسد ، يا هر كارى كه مىكند ، اوّل خود مىكند بىوسايط ، و بىمادّه ، و بىدست افراز ؛ آن‌گاه صورت آن چيز برين وسايط گذر مىكند و به بيرون مىآيد ، و در عالم شهادت موجود مىشود . مانند حدّادى و نجّارى و گل‌كارى ، و در جمله حرفت‌ها و صنعت‌ها همچنين مىدان صورت اوّل وجود عقلى 171 است ، و صورت دوّم وجود حسى است ، صورت اوّل وجود ذهنى است ، و صورت دوّم وجود خارجى است . ( 9 ) تا سخن دراز نشود ، و از مقصود بازنمانيم : و اگر از راه زبان بيرون آيد ، و زبان استقبال آن مسافر غيبى كند كه از حضرت خليفهء خدا مىآيد ، مركبى از اركان