تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
فرمود كه هركه اين كتاب را بخواند ، مرا و علم ، و ارادت ، و قدرت مرا بشناسد . 168 در آن وقت خوانندگان ملائكه بودند ، و خوانندگان به‌غايت خرد بودند ، و كتاب به‌غايت بزرگ بود . نظر خوانندگان به كنارهاى كتاب و به تمامت اوراق او نمىتوانست رسيد . از جهت عجز خوانندگان . به ديد نسخه‌اى ازين عالم باز گرفت ، و مختصرى ازين كتاب باز نوشت ، و آن اوّل را عالم كبير نام نهاد ، و آن دوم را عالم صغير نام كرد . و آن او را كتاب بزرگ نام نهاد ، و آن دوم را كتاب خرد نام كرد . و هرچه در آن كتاب بزرگ بود ، درين كتاب خرد بنوشت بىزيادت و نقصان تا هركه اين كتاب خرد را بخواند ، آن بزرگ را خوانده باشد . آن‌گاه خليفهء خود را به خلافت به اين عالم صغير فرستاد ، و خليفهء خداى عقل است . چون عقل درين عالم صغير به خلافت بنشست ، جملهء ملائكهء عالم صغير عقل را سجده كردند ، الا وهم كه سجده نكرد و ابا كرد ، همچنين چون آدم در عالم كبير به خلافت بنشست ، جمله ملائكه آدم را سجده كردند الّا ابليس كه سجده نكرد و ابا كرد . ( 4 ) اى درويش ! در عالم صغير عقل خليفهء خداى است ، و در عالم كبير انسان عاقل خليفهء خداى است . عالم كبير به يك‌بار حضرت خداى است ، و عالم صغير به يك‌بار حضرت خليفهء خداى است . چون عقل به خلافت بنشست ، خطاب آمد كه اى عقل ، خود را بشناس و صفات و افعال خود را بدان تا مرا و صفات و افعال مرا بشناسى !

فصل دوّم در بيان افعال خدا و در بيان افعال خليفهء خدا

( 5 ) بدانكه چون خداى تعالى خواهد كه چيزى در عالم بيافريند ، اوّل صورت آن چيز 169 كه در علم خداى است ، به عرش آيد ، و از عرش به كرسى آيد و از كرسى در نور ثابتات آويزد و آن‌گاه بر هفت آسمان گذر كند ، آن‌گاه با نور سيارگان همراه شود و به عالم سفلى آيد . طبيعت كه پادشاه علم سفلى است ، استقبال آن مسافر غيبى كند كه از حضرت خدا مىآيد و مركبى از اركان چهارگانه مناسب حال آن مسافر غيبى پيشكش كند تا آن مسافر غيبى بر آن مركب سوار شود ، و در عالم شهادت موجود گردد . و چون در عالم شهادت موجود گشت آن چيز كه دانستهء خداى بود ، كردهء خدا شد . پس هر چيز كه در عالم شهادت موجود است ، جان آن چيز از عالم امر است ، و قالب آن چيز از عالم خلق است . اين جان پاك كه از حضرت خداى آمده است ، به آن كار كه آمده است ،