روند . اگر دستار از سر شيخ برود ، جمله به موافقت شيخ دستارها بردارند . و چون شيخ بنشيند ، جمله به موافقت شيخ بنشينند و اگر يكى را از درويشان حالى پيدا آيد ، و برخيزد ، چون شيخ حاضر باشد ، اگر شيخ برخيزد ، جمله برخيزند ، و اگر شيخ برنخيزد ، و بگويد كه شما برخيزيد ، جمله برخيزند ؛ و اگر نگويد كه برخيزيد ، هيچكس برنخيزد . و آن درويش ساعتى بگردد تا آنگاه كه از آن حال بازآيد . چون از آن حال بازآيد ، در حال بايد كه بنشيند . و اگر يكى را از درويشان دستار از سر برود ، اگر شيخ حاضر باشد ، و دستار از سر بردارد ، ديگران هم بردارند . و اگر شيخ برندارد ، ديگران هم برندارند ؛ و اگر شيخ حاضر نباشد ، و يا بزرگى حاضر نباشد ، چون يكى از درويشان برخيزد ، اصحاب جمله به موافقت برخيزند . و اگر يكى را دستار از سر برود ، جمله دستارها از سر بردارند بهطريق موافقت . و موافقت شيخ لازم است ، و موافقت اصحاب كرم و مروّت است . و اگر يكى را زحمتى باشد ، و دستار از سر 156 برندارد ، و موافقت نكند ، از وى بازخواست كنند .
فصل ششم در بيان طعام خوردن است
( 21 ) بايد كه درويشان بر سر سفره به ادب نشينند و حاضر باشند ، و به شره چيزى نخورند ، و پيران را عزيز دارند ، و بالاى پيران ننشينند ، و تا بزرگ قوم آغاز نكند ، ديگران آغاز نكنند ، و در دست و كاسهء ديگران نگاه نكنند ، در كاسهء خود نگاه كنند ، و از كاسهء خود لقمهء كوچك بردارند ، و نيك بخايند ، و تا آن فرونبرند ، لقمهء ديگر برندارند . و اگر چنان افتد كه درويشان در يك كاسه طعام خورند ، بايد كه از پيش خود خورند ، و دست بهپيش ديگران دراز نكنند . و چيزى كه از دست بيفتد ، و آن را به دست چپ بردارند ، و در دهان ننهند يا به گوشهاى بنهند . پيش از ديگران دست از طعام باز نگيرند ؛ و اگر نخواهند ، خود را مشغول مىدارند . در اوّل دست بشويند ، و در آخر دست و دهان بشويند .
( 22 ) اى درويش ! هر روز بايد كه از سخنان مشايخ يعنى از تقوى ، و پرهيزگارى ، و رياضات ، و مجاهدات ، و از اذكار و اوراد مشايخ چيزى بخوانند . و هريك را بايد كه خلوت خانهاى باشد كه چون از صحبت درويشان برخيزد ، به خلوتخانه رود ، و بخواند