مصلحت بيند موزه را بيرون كنند و كفش بپوشند . و خادم راه آب خانه به ايشان نمايد ، و ايشان موزه و عصا و ابريق و سجّاده به خادم دهند ، تا خادم رخت ايشان بهجايى بنهد . و سجّادهء ايشان به جايى كه مصلحت بيند بيندازد . و ايشان بروند ، تجديد وضو كنند ، و بيايند و نگاه كنند كه سجّادهء هريكى كجا انداختهاند ، هريك به سر سجّادهء خود روند و دو ركعت نماز سبك بگذارند ؛ و آنگاه برخيزند و از سجّاده بيرون آيند .
درويشان را كه حاضر باشند ، سلام كنند . و درويشان هم جمله برخيزند ، و از سجّادهها بيرون آيند ، و جواب سلام بگويند ، و دست در گردن يكديگر آورند ، و دست يكديگر 151 بوسه كنند ، و هريك به سر سجّادهء خود روند و بنشينند ، و هر چيز كه از ايشان پرسند ، جواب مختصر با فايده بگويند ؛ و چيزى كه نپرسند ، نگويند . آنگاه خادم سفرهء ايشان بكشد ، و آنچه حاضر باشد بياورد . و تا سه روز نگذرد ، از خانقاه بيرون نروند ، مگر كه ضرورتى اوفتد . و چون سه روز بگذرد ، آنگاه به اجازت به زيارتى كه خواهند بروند ، و جماعتى كه خواهند ببينند .
( 11 ) اى درويش ! كسانى كه در خانقاه باشند ، بىاجازت از خانقاه بيرون نيايند . و چون به اجازت بيرون آيند ، به بازار نروند . به آن كار كه بيرون آمده باشند ، چون كار كرده شود ، زود به خانقاه بازگردند ، و در بيرون چيزى نخورند و به مهمانى كسى نروند ، و از كسى چيزى دريوزه نكنند ، هرچه خواهند ، از خادم خواهند .
فصل سوّم در بيان آداب خانقاه
( 12 ) چون در خانقاه روند ، اوّل پاى راست در اندرون نهند ، و چون بيرون آيند ، اوّل پاى چپ بيرون نهند . و در مسجد و جاىهاى متبركه همچنين كنند . و چون در آبخانه روند ، اوّل پاى چپ در متبركه نهند ، و چون بيرون آيند ، اوّل پاى راست در بيرون نهند و در گرمابه و خانههاى ظالمان همچنين كنند .
( 13 ) اى درويش ! در خانقاه نه به روز و نه شب سخن بلند نكنند ، و چيزى به آواز بلند نخوانند ، و چون راه روند ، سخت نروند ، و كفشكوب نروند تا عزيزانى كه در فكر و ذكر باشند ، مشوش نشوند ؛ و اگر در خواب باشند ، خواب برايشان شوريده نشود 152 .
( 14 ) اى درويش ! بايد كه در خانقاه كسى اهل خدمت باشند ، خدمتى قبول كنند ، و